و إن أزعجك استنكار ما يوعاه سمعك ، ما لم تتبرهن استحالته لك ؛ فالصّواب أن تسرح أمثال ذلك إلى بقعة الإمكان ، ما لم يذدك عنه قائم البرهان . » « 1 » « و مبادا كه اظهار و ابراز هوش و كياستت ، و تخلّص و رهائيت از افكار عامّه ، تو را بر آن وادارد كه پيوسته اعتراض نموده ، و هر چيزى را انكار نمائى ! زيرا كه اين حالت ، سبكى و كمعقلى و انحراف از طريق و عجز و زبونى تو را مىرساند . و پارگى و شكافى كه در تكذيب تو در امرى حاصل مىشود كه هنوز حقيقتش بر تو آشكار نشده است ، از پارگى و شكافى كه در تصديق تو به امرى حاصل مىشود كه هنوز بيّنه و برهانش براى تو استوار نشده است كمتر نمىباشد . بلكه در اين مواقع بر تست كه به ريسمان توقّف متمسّك گردى ، و از تصديق و تكذيب كنار به روى .
و اگر استنكار و طلب امتناع و محال شمردن چيزى كه گوشت آن را در خود گرفته است ، تو را در اضطراب و قلق انداخت ؛ تا هنگامى كه محال بودن آن براى تو مبرهن نشده است ، صواب آنست كه امثال اين امور را در زمينهء امكان رها كنى و آزاد بسپارى ؛ تا وقتى كه برهان قاطع تو را از پذيرش آن بازنداشته است . »
[ امكان ثبوتى و دليل اثباتى براى خلقت دفعى و اعجازى انسان ]
اين بود دليل ما براى امكان ثبوتى خلقت آدم و حوّا بدون داشتن پدر و مادرى از طبقهء پيشين .
و امّا دليل اثباتى ما كه اين امكان را تحقّق مىبخشد ، قرآن كريم است كه ظهور قريب به نصّ آياتش بر اين حقيقت دلالت دارد . همچون آيه مباركه 59 ، از
هامش
( 1 ) - « إشارات » از طبع سنگى ، در صفحهء آخر است ؛ و از طبع جديد مصرى : ج 4 ، ص 159 و 160