خلقت او اقتضاء كند كه به الوهيّت وى بتوان قائل شد ، بايد اين اقتضاء در خلقت آدم هم بوده باشد ؛ با آنكه نصارى دربارهء آدم چنين اعتقادى ندارند .
بنابراين دربارهء عيسى هم از جهت مماثلت و مشابهت نبايد اعتقاد داشته باشند .
و از آيه پيداست كه خلقت عيسى همانند خلقت آدم ، آفرينش طبيعى در عالم است ، و اگر چه خارق سنّت جاريهء در نسل است كه طفل براى پيدايشش نياز به پدر دارد .
و از كلمهء فيكون ارادهء حكايت حال ماضى استفاده مىشود . و اين جملهء مضارع منافات با كلمهء كن كه دلالت بر عدم تدريج دارد ، ندارد . چرا كه تمام موجودات چه تدريجيّة الوجود و چه دفعيّة الوجود ، مخلوق خدا هستند و با امر خدا كه همان كلمهء كن است متكوّن مىگردند ؛ همانطوركه مىفرمايد :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
. « 1 » « اينست و جز اين نيست ، امر خداوند اينست كه چون اراده كند چيزى را ، به او بگويد : بشو و بوده باش ! و بر اثر اين گفتار ، آن چيز مىشود و بوده خواهد بود . » و معلوم است كه : تدريج كه در بسيارى از اشياء تدريجيّة الوجود تحقّق دارد ، به قياس و نسبت با خصوص اسباب تدريجيّة الحصول آنهاست ؛ و گرنه چنانچه همين امور تدريجيّه با حضرت بارى تعالى مقايسه گردد ، در آن مقام منيع هيچ مهلت و تدريج نيست ؛ همچنانكه مىفرمايد :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ .
« 2 »
هامش
( 1 ) - آيه 82 ، از سورهء 36 : يس
( 2 ) - آيه 50 ، از سورهء 54 : القمر