تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ابدى و جاويدان است ، آنچه را كه در محدودهء عرض و پهناى پودهاى بافت اين كتاب قصد كرده است ! ( يعنى فكر تو به اهداف و غايات دستورات قرآن كه در هر زمان و مكان چون پودهاى محدود و مشخّص قرآن است ، تا همين‌طور جلو برود و برسد به انتهاى زمان كه چون تارهاى قرآن است ؛ نمىرسد . بنابراين انديشهء محدوديت را از تمنّاى وصول به كنه قرآن بردار ، و قرآن را به خود واگذار ! ) 2 - و من اگر چه به دين او كافرم و مسلمان نيستم ، و ليكن آيا مىتوانم به آيات محكمه‌اى كه در قرآنش آمده است كفر ورزم ؟ 3 - و آيا مىتوانم به آن پندها و اندرزها و موعظه‌هائى كه در آن آيات ، در قالب پاك‌ترين عبارات و شكوهمندترين كلمات ، براى جلوگيرى از پيروى هواى نفس آمده است كفر ورزم ؟ 4 - و آيا مىتوانم كفر ورزم به آن قوانين و دستوراتى كه اگر مردم آن را مىفهميدند و ادراك مىكردند ، هيچ‌گاه اساس تمدّنشان و پايهء عمران و آبادانى و مصلحت عامّه و حسن احوال رعيّتشان را وابسته به عادتهاى ديرين و امور متكرّره و آداب و رسوم سابقهء خود نمىنمودند ( بلكه فقط بر اساس خير و صلاح و انسانيّت و شرف مىنمودند ) ؟ 5 - محمّد بهترين مدير مدبّر ، و حكيم چاره ساز بود . و او خلّاق و پرورندهء فصاحت و سخنان برگزيده بود . 6 - او تنها مرد عقل و درايت و فهم و كياست بود . يگانه مرد سياست و انديشمندى و فطانت بود . او يگانه شجاع و يكّه‌تاز روزگار است كه در تاراج و درهم شكستن سپاه كفر ، هم پيمان با ظفر و پيروزى بود . 7 - محمّد با بلاغتى كه در قرآن داشت ، بر تمام عقول بشر پيشى گرفت . و با شمشير برّنده‌اش سرهاى دشمنان دين و انسانيّت و بشريّت را در زير سايهء خود داشت .