تأمّل و بدون اندك بررسى و تدقيق در صحّت و نادرستى آن ، شروع كردند به عربده كشيدن . و به نام آنكه داروين انگليسى است و طبيعى دان است ، نام فيلسوف بر آن نهادند ، و در روزنامهها و مدارس فرهنگى استعمارى ، بر دين و مذهب چه مسخرهها كه نكردند ! و مىگفتند و مىنوشتند كه :
قصّهء آدم و حوّا كه دروغ است دروغ * نسل ميمونم و از هر دو جهان آزادم
[ شبلى شميّل مصرى كه بود ؟ ]
شبلى شميّل مصرى كه در مصر سكونت جسته ، و اصلا از مسيحيان لبنان بوده ( و ميلادش 1853 ميلادى و 1269 هجرى قمرى ، و مرگش در 1917 ميلادى و 1335 هجرى قمرى است ) و از مادّيّون و منكران خدا در آن عصر ، و دكترى بحّاث در علم طبّ بود ، و بر روش فلاسفه در سخنرانيها و نوشتجاتش وارد مىشود ؛ او هم به اين نظريّه گردن نهاد ، و از طرفداران سرسخت داروين شد . و بر خلاف رويّهء داروين كه مردى خداشناس بود ، او يكسره انكار خدا را نمود . شبلى در قريهء كفرشيما در لبنان به دنيا آمد ، و در دانشگاه آمريكائيها در بيروت تحصيل كرد ، و يك سال در اروپا اقامت گزيد و سپس ساكن مصر شد . ابتداء در اسكندريّه و پس از آن در صنطا و سپس در قاهره سكنى گزيد . و در آنجا هم به مرض سكتهء ناگهانى درگذشت .
[ مقالات و رسائل شبلى شميّل مصرى در طرفدارى از نظريّهء نشو و ارتقاء ]
شبلى شميّل در مجلّات ، مقالاتى مىنوشت . رسالهاى در نشو و ارتقاء نوشت و طبع كرد . و رسالهاى را به نام « مجموعة مقالات » كه در جرائد و مجلّات مىنوشت نيز مستقلّا به طبع رسانيد . و رسالهء ديگرى به نام
هامش
- اروپا سوغات آمد ، و استعمال چليپا به صورت كراوات و يا پاپيون رواج يافت . و فرنگىمآبها دانسته و يا ندانسته آن را به گردن خود مىبستند . اين عمل ادامه داشت تا زمان حكومت اسلامى در ايران به حمد الله بكلّى منسوخ شد .