ناملايمات رو به رو ميگردد تا سلامتى طفل باز گردد . اين را مىگويند : مَبلَغ جُهْد ؛ يعنى تا آنجائى كه جان در بدن دارد و توان دارد يك قدم هم فرو گذارى نمىكند .
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ
« 1 » هم به همين معنى آمده است . يعنى امّت تا جائى كه توان و قدرت دارد ، زباناً قلماً ، قدماً بايد نصيحت كند ؛ و ننشيند و بدگوئى كند كه چنين شد ، چنان شد ، حاكم اين كار را كرد ، چرا در حكومت إسلام اين معايب هست ؟ ! و أمثال ذلك . اگر به فرزند إنسان معايبى را نسبت دهند ، آيا إنسان آنها را إشاعه مىدهد و اينطرف و آنطرف انتشار مىدهد ؟ يا اينكه خير ، عيبهاى او را مىپوشاند و دوست دارد محاسن او را ظاهر كند و مىكوشد علاوه بر زبان با عمل فرزند خود را إصلاح كند . امّت بايد در إصلاح حكومت بكوشند ؛ و اين معنى مبلغ جهد است .
حقّ سوّم والى بر رعيّت ، تعاون است
حقّ سوّم والى بر رعيّت تعاون است . ملّت و امّت إسلامى بايد حاكم را در إجراى مقاصد و أهداف إسلامى او ( آن مقاصدى كه از فكر او تراوش مىكند ) تعاون كند . امّت براى به منصّهء ظهور رساندن آن تلاش كند ، زحمت بكشد ، اين حقّى است كه والى بر رعيّت دارد .
اين حقّ ، هم در خطبهء 214 آمده است ، و هم در خطبهء 34 . أمّا در خطبهء 214 أمير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : وَ التَّعَاوُنُ عَلَى إقَامَةِ الْحَقِّ بَيْنَهُمْ ؛ و أمّا در خطبهء 34 به عنوان : وَ الْوَفَآءُ بِالْبَيْعَةِ ياد كرده است . و با اينكه إطاعت و سمع را شمرده ، و بعبارت : وَ الإجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُم بيان فرموده است ، و ليكن عنوان تعاون را با اين تعبير ذكر نفرمود ، بلكه فرمود : بايد امّت به حاكم كه من هستم وفاى به بيعت داشته باشد .
عنوان وفاى به بيعت با تعاون فرق مىكند ؛ گرچه حقيقتش يكى است
هامش
( 1 ) . آيه 29 و صدر آيه 30 ، از سورهء 53 : النّجم