بيعت با حاكم يعنى فروختن جان . يعنى من جان خودم را به او فروختم ( باعَ ، يَبيعُ از باع يَبيعُ بَيْعًا ) يعنى من نفس خودم ، جان خودم را به تو فروختم ؛ إراده و شخصيّت و اختيار خودم را به تو فروختم ؛ و إراده و اختيار تو را جايگزين إراده و اختيار خود كردم ؛ و در أعمال و كردار از إرادهء خود صرف نظر نموده ، أوامر و نواهى تو را بر خواست و مشيّت خود حاكم گردانيدم . اين معنى بيعت است ؛ كه اگر اين نباشد بيعت متحقّق نمىشود . وفاء بيعت به اين معنى است كه : هر جا حاكم نظرى ، اختيارى و إرادهاى دارد ، إنسان آن را از جان و دل بپذيرد و قبول كند ؛ و اين است معنى تعاون در امور حكومتى أعمّ از جزئى و كلّى كه براى حفظ كيان إسلام و براى حفظ شخصيّت حاكم و براى إجراء برنامههائى كه در نظر دارد بر عهدهء تمام امّت است .
اين سه حقّى است كه والى بر رعيّت دارد ، أمّا سه حقّ هم رعيّت بر والى دارد كه إن شآء الله خواهد آمد .
اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠٠