گرفت ؟
و يا مثلًا پس از بيست و نه روز گذشتن از ماه رمضان فقيه حكم به رؤيت هلال نكند چون براى او ثابت نشده است و رمضان را سى روز ميگيرد ، ولى ما با چشم خود در شب سىام ماه را ديديم ، آيا در اين صورت باز هم حكم او لازم الاتّباع است و فردا را بايد روزه گرفت و عيد را پس فردا قرار داد ؟ يا در اين صورت ديگر حكم حاكم حجّت نيست و ما ميتوانيم ، بلكه واجب است كه روزه را بخوريم و طبق علم خود عمل نمائيم ؟
حكم حاكم قطعى نيست ، و احتمال خطا در آن مىرود
هر چه هست اين مطلب مسلّم است كه حكم فقيه موضوعيّت ندارد ، بلكه طريق و أمارهء براى واقع است . حكم فقيه يكى از أمارات است ، و أمارات زمانى حجّيّت دارند كه خلاف واقع نباشند . و تمام أدلّهء شرعيّهء ما از أماراتند ، حتّى قول پيغمبر و قول معصوم هم أمارهء بر واقع هستند ؛ غاية الامر ما قول معصوم را بدون چون و چرا مىپذيريم و اتّباع مىكنيم ، چون عصمت مانع از احتمال خلاف است و اين أماره ، حتماً أمارهء مصيب است .
و اين به علّت آنست كه : در عالم واقع يك حكم بيشتر وجود ندارد و حكم معصوم در مقابل آن نيست ، بلكه عين آنست . حكم فقيه هم همينطور است ؛ منتهى در فقيه عصمت نيست و إنسان احتمال خلاف ميدهد ، و در موارد احتمال خلاف ، ما متعبّد به عمل و التزام هستيم ؛ و أمّا در موارد قطع به خلاف ديگر تعبّد معقول نخواهد بود . بنابراين ، حجّيّت همهء أمارات در صورتى است كه إنسان قطع به خلاف نداشته باشد و از جملهء آنها حكم حاكم است .
حكم حاكم طريق است براى حقّ ، موضوعيّت ندارد
حكم حاكم ، حكم واقعى نيست ، بلكه حكم ظاهرى است ؛ چه بسا ممكن است مطابق با واقع باشد ، و چه بسا نباشد . و إنَّ لِلَّهِ تَبارَكَ وَ تَعالَى حُكْمًا يَشْتَرِكُ فيهِ الْعالِمُ وَ الْجاهِلُ ، حكم واقعى است كه بر همه على السّويّه جعل شده است ؛ و اين ، مورد اتّفاق ماست . و در غير اين صورت مسأله سر از تصويب در مىآورد ، كه يا در واقع حكمى هست و حكمى هم خلاف آن براى