تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اين آيه شريفه پس از آياتى كه دلالت مىكرد بر وجوب إطاعت به نحو أكمل ، و تمام مفاسد را در أثر عدم إطاعت و كج فكرى كفّار از رسول خدا مىدانست و به مؤمنين أمر مىفرمود كه بايستى از روى سمع و طاعت از رسول خدا إطاعت كنند آمده ، و به مؤمنين وعدهء خلافت زمين و حكومت دين و أمنيّت و عبادت خالصهء بدون خوف و رعب را ميدهد . و از اينجا استفاده مىشود كه اين وعده بر أساس همان إطاعت است . يعنى كسانى كه إطاعت خدا را بكنند
( إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ )
) « 1 » و با دل و جان كلام خدا و رسول خدا را بپذيرند ، نتيجهء كار آنها استخلاف در روى زمين خواهد بود . در نتيجه از زير لواى شرك بيرون آمده خدا را بدون هيچگونه تقيّد و تشويشى مىپرستند و خوف آنها تبديل به أمنيّت مىشود ، و دين پروردگار ، آن دين مَرضىّ و مرتضى در دسترس آنان قرار مىگيرد و در دين و آئين تمكّن پيدا مىكنند . و تمام اينها در سايهء إطاعت است : إطاعت از خدا و رسول خدا و حاكمى كه از طرف رسول خدا و از طرف معصوم براى إنسان معيّن شده است . اكنون بحث ما در اينست كه : آيا إطاعت از أوامر و نواهى ولىّ فقيه مطلقاً واجب است و بايد در هر صورت و به هر كيفيّت از او إطاعت كرد ، اگرچه إنسان علم به خلاف داشته باشد ، يا نه ؛ إطاعت از او واجب است تا زمانى كه علم به خلاف نداشته باشيم ؟ از باب مَثل اگر ولىّ فقيه حكم كند امشب شب أوّل ماه رمضان است ، و بنابراين فردا مردم بايد روزه بگيرند ، و إنسان علم دارد كه آخر ماه شعبان است ؛ زيرا كه روى حسابهاى رؤيتِ سى ، و بيست و نه كه سابقاً در ذهن بوده است ، امروز بايد بيست و هشتم باشد و فردا بيست و نه خواهد بود ؛ و فقيه كه ميگويد فردا بايد روزه بگيريد قطعاً خلاف است چون ماه كه بيست و هشت روز نميشود . آيا اينجا باز هم بايد از فقيه متابعت كرد و روزه
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 51 ، از سورهء 24 : النّور