از اين مقدار از او برنجد و ميانشان به هم بخورد . لذا از زدن و تعزير او خوددارى كرد .
بنابراين ، گناه خود اوست كه حاكم را تأديب نكرده است . كما اينكه نظيرش در زناى مُغيرة بن شُعْبَه پيش آمد ، كه حاكم بصره بود و زنا كرد و شهود آمدند و شهادت دادند ، همين كه نوبت به شاهد چهارم رسيد گفت : من پناه مىبرم به خدا از آن كسى كه شهادت بر صحابى رسول خدا بدهد ؛ واى بر آن كسى كه شهادت بدهد ! و او هم ترسيد و شهادت نداد . لذا مغيرة بن شعبه تبرئه شد ، و آن سه شاهدى كه شهادت دادند به عنوان شهادت قذف تعزير شدند و حدّ خوردند ؛ و اين قضيّه را همه در كتب خود ذكر كردهاند .
سوّم اينكه : چرا به اين مرد حكم مىكنيم كه عمرو بن عاص را بزند در حالى كه آنها به مصر بر مىگردند و عمرو بن عاص دمار از روزگارش بر مىآورد ؟ ! اين أهل همان مصر است كه وقتى قصد آمدن نزد تو را داشت تا شكايت كند عَمرو بن عاص او را گرفته حبسش نمود ؛ حال اگر جلوى جمعيّت با اين درّه بر كلّهء او بزند ، ديگر نمىتواند به مصر باز گردد ، و زندگى برايش مرگ خواهد بود .
اينچنين است عدالت عمر كه آوازهاش گوش دنيا را پر كرده است ! تمام مفاسدى كه در إسلام پيدا شده است از ظلم عمر بوده است . عمر بيت المال مسلمين را كه پيغمبر به همهء أفراد أعمّ از عرب و عجم ، معاهد و غير معاهد ، أفرادى كه در جنگ بدر بودند ، در احد بودند ، در جنگ أحزاب بودند ، و به آنها كه شركت نكردند يكسان قسمت ميكرد ، تمام بيت المال را به صورت طبقاتى تقسيم نمود . سهميّهء عرب را بيش از عجم قرار داد و أحكامى براى خصوص عرب وضع نمود . مسألهء سياه و سفيد را مطرح كرد ، شوكت عرب و ذلّت عجم را به حدّ أعلى رسانيد ، و نسبت به أفرادى كه تازه مسلمان شده بودند سهميّهء كمترى قرار داد . سهميّهء أفرادى كه سابقاً مسلمان شده بودند از بيت المال 5 هزار درهم بود ؛ سهميّهء بدريّين بيشتر بود و شركت كنندگان در احد و أحزاب
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٦