بندهء صرف پروردگار باشم . چيزى إضافه بر عهدهء تكليف ندارم كه به خود ببندم و نسبت بدهم . من بندهء صرف و عبد رقّ خدا هستم ؛ جزاى من با اوست نه با شما ! در اين صورت اين تمجيدها و ثناء گفتنهاى شما به من مختصر أثرى ندارد ! »
حقّاً أمير المؤمنين عليه السّلام در اينجا معجزه كرده است ! دقّت كنيد با اين جملهء كوتاه چگونه حقيقت مقام عبوديّت را بيان فرموده است ؛ حقّا بايستى پيغمبران بيايند و در اين مكتب بنشينند و ببينند أمير المؤمنين عليه السّلام چه فرموده است و چگونه معارف إلهى را با دو كلمه بيان مىكند !
فَلا تُكَلِّمُونِى بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ ؛ وَ لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّى بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ ؛ وَ لَا تُخَالِطُونِى بِالْمُصَانَعَةِ .
« بنابراين ، با كلماتى كه مردم با حاكمان و واليان جبّار تكلّم مىكنند ، با من تكلّم نكنيد ! و مانند أفراديكه خود را در مقابل سلطان غضبناكى حفظ مىكنند تا مبادا حرفى از آنها سر بزند و در مقابل أوامرشان خطائى از آنها سر بزند ، و در مقابل گفتارشان - چه راست و چه دروغ - ملاحظه كارى مىكنند ، و بر رأى آن واليان صواباً أو خطآءً صحّه مىگذارند ، با من اينطور نباشيد ! راست و مستقيم باشيد ! هيچ حال انفعال در شما پيدا نشود ؛ بمناسبت ولايت من از خود تنازل نكنيد ؛ حال انفعال به خود نگيريد ؛ هر چه من مىگويم نديده و نفهميده قبول نكنيد ! من از اين كارها خوشم نمىآيد ؛ با من مصانعه نكنيد ، بازى نكنيد ؛ به تعارفات مطلب را خلط نكنيد و نگذرانيد ! »
وَ لَا تَظُنُّوا بِىَ اسْتِثْقَالًا فِى حَقٍّ قِيلَ لِى ، وَ لَا الْتِمَاسَ إعْظَامٍ لِنَفْسِى ؛ فَإنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ ، أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ ، كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ .
« گمان نكنيد كه اگر حقّى به من گفته شود بر من سنگين خواهد بود و در نفس من بزرگ جلوه مىكند ؛ نه ، كسى كه إظهار حقّ به او سنگين باشد ، يا اگر
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٦