محدودترند ، وجود ولايت در آنها كمتر است .
معنى حقيقت ولايت و ولايت حيوانات و بهائم بر بچّههاى خود
على كلّ تقدير ، لازمهء وجود و خلقت هر موجودى از موجودات ، توأم بودن با ولايت است . و از آثار آن ولايت - در حدودى كه آن ولايت اقتضا مىكند - اختيار داشتن ، و صاحب أمر بودن و حاكم بودن و مسلّط بودن است .
در تمام موجودات اين ولايت هست ؛ و اصولًا نمىشود موجودى بدون ولايت باشد . بنابراين ، ولايت در همهء موجودات گسترش دارد وَ لا تَشُذُّ عَنْ حيطَةِ هُويَّتِها وَ إنّيَّتِها ذَرَّةٌ أبَدًا .
گربهاى كه بچّهء خود را به دندان مىگيرد و براى حفظ او از گزند دشمن از اين خانه به آن خانه مىبرد ، بر أساس ولايت است ؛ زيرا خود را ولىّ آن بچّه مىبيند و در وجود خود ، سيطره و هيمنهاى مىبيند كه به او دستور مىدهد اين كار را بكن . و اينكه وقتى دشمن مىخواهد به بچّهاش حمله كند ، با تمام قوا براى دفاع از او آماده مىشود ، بر أساس همان ولايت است .
كبوترى كه تخم مىگذارد و بر روى تخم مىخوابد و آن را رشد مىدهد ، به مقتضاى همان ولايت است . و بالاخره تحوّل هر موجودى از موجودات ، حتّى مثلًا دانهاى را كه شما در زير زمين مىكاريد و اين دانه شكفته شده ، از يك طرف ريشهء آن در زمين مىگسترد و از طرف ديگر ساقهء آن بالا ميرود ، بر أساس ولايت است . زيرا اگر ولايت نداشته باشد نمىتواند از جاى خود هيچ تكانى بخورد ، و هيچگونه جنبش و حركتى داشته باشد .
و اگر عالَم بر أساس ولايت نبود ، نه اينكه عالم متحرّك نبود ، بلكه عالم معدوم بود . يعنى عالم ، عالم نبود ، عدم بود . تمام اين موجودات را كه مىبينيد به اين صورت درآمدهاند ، بر أثر ولايت است . همچنين إنسان هم هر كارى كه انجام مىدهد ، و هر سعهاى را كه در خود مشاهده مىكند بر أساس ولايت مىباشد .
پدرى كه از بچّهء خود پاسدارى و نگهدارى و محافظت مىكند به جهت