تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
را بايد أفرادى بفهمند كه خودشان أهل فنّ باشند و تشخيص بدهند و بتوانند در موارد خاصّ ، بين فرد مهمّ و أهمّ ، عالم و أعلم ، و تقىّ و أتقى فرق بگذارند . البتّه اين يك مسألهء ارتكازى ، عرفى ، طبيعى و تجربى است كه مردم در مراجعات خود به أفراد متخصّص - در هر موضوعى از موضوعات - چنانچه در تعيين أفراد ترديد و تشكيك نمودند ، خود به خود يكى را انتخاب نمىكنند ، بلكه به أهل خبره مراجعه مىنمايند تا آنان نظر دهند كه در اين فنّ ، كدام فرد متخصّص تر ، بصيرتر و واردتر است . اگر بخواهند عمل جرّاحى انجام دهند ( و در اين جهت ، أطبّاء متعدّدى وجود داشته باشند ) خود به خود نمىروند طبيبى را انتخاب كنند ؛ بلكه با مراجعهء به أطبّاء ديگر ، از وضع او كاملًا مطّلع مىشوند ؛ و آنها كه أهل خبره هستند و در فنّ طبابت حاذقند ، يكى را بر ديگران مقدّم مىدارند . اگر إنسان انتخاب متخصّص‌تر را به دست عامّهء مردم بسپارد ، از جهت اينكه عامّهء مردم در اين موضوع خبرويّتى ندارند ، حكم آنها باطل است و رأى أكثريّت در اينجا به كلّى از درجهء اعتبار ساقط مىباشد . چون أكثريّت مردم بر أساس همان منويّات و آراء و أفكار و مقاصد روزمرّهء خود حركت مىكنند و دنبال مطلبى مىروند . أفكار عامّهء مردم در سطح پائين و نازلى است . عامّهء مردم نمىتوانند آن خصوصيّاتى را كه براى فرد متخصّص لازم است إدراك نمايند . در اين مسأله ، آياتى از قرآن كريم وارد است : در سورهء زُمَر مىفرمايد :
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ .
« 1 » أفرادى كه مىدانند ، با أفرادى كه نمىدانند مساوى نيستند ؛ و اين مطلب را صاحبان خرد إدراك مىكنند ؛ كه در اين امور نبايد اختيار را به دستِ
الَّذِينَ
هامش
( 1 ) ذيل آيه 9 ، از سورهء 39 : الزّمر
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 188 | السيد محمد حسين الطهراني