باشد . »
مثلًا زن إنسان أمر مىكند به نماز يا حجّ واجب يا أمثال اينها ؛ آيا إنسان ميتواند بگويد : من اين كار معروف را انجام نمىدهم ، چون اين زن أمر كرده است ! در ترك معروف ترك واجب است ، ترك سنّت صالحه است .
بَلْ يُريدُ أنْ لا يَكونَ الْمَعْروفُ صادِرًا عَنْ مُجَرَّدِ طاعَتِهِنَّ . فَإذا فَعَلْتَ مَعْروفًا فَافْعَلْهُ لِانَّهُ مَعْروفٌ ؛ وَ لا تَفْعَلْهُ امْتِثالًا لِامْرِ الْمَرْأةِ .
دوّم
« بلكه حضرت مىفرمايد : آن معروف و كار شايستهاى را كه شما بجاى مىآوريد ، نبايد بر أساس مجرّد إطاعت از آنها صادر شود . پس اگر كار معروفى را انجام داديد ، آن را به جهت معروف بودن بجاى آوريد ، نه به جهت امتثال أمر مرأة . »
يعنى أمر مرأة در اينجا ساقط است به تمام معنى . و كار معروف هم بجاى آورده مىشود براى اينكه معروف ، معروف است ؛ و هر معروفى را إنسان بايد بجاى آورد و هر منكرى را بايد ترك كند .
بعد ميگويد : وَ لَقَدْ قالَ الإمامُ قَوْلًا صَدَّقَتْهُ التَّجارِبُ فى الاحْقابِ الْمُتَطاوِلَة .
« إمام عليه السّلام يك جمله و گفتارى فرمود كه در أحقاب متطاوله ، در قرنها و نسلهاى طولانى ، تجارِب مختلف ( به كسر راء ؛ تجارُب غلط است ، زيرا صيغهء جمع كه از چهار حرف بيشتر باشد بر وزن تفاعُل نيست ، و چهار صيغه در اين باب آمده كه همهء آنها بر وزن تفاعِل است ؛ مثل تجارِب ) اين قول إمام را براى ما تصديق و گواهى كرده و شهادت بر صحّت آن داده است ( كه هر مردى از زن إطاعت كرده ، بالاخره بيچاره شده است ، و هر جامعهاى كه از زن إطاعت كردهاند به تباهى و نابودى كشيده شدهاند . » . )
وَ لا اسْتِثْنآءَ مِمّا قالَ إلّا بَعْضًا مِنْهُنَّ وُهِبْنَ فِطْرَةً تَفوقُ فى سُمُوِّها ما اسْتَوَتْ بِهِ الفِطَنُ أوْ تَقارَبَتْ ؛ أوْ أخَذَ سُلْطانٌ مِنَ التَّرْبيَةِ طِباعَهُنَّ عَلَى خِلافِ
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٩