تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
كه مسأله از اين قرار نيست ؛ زيرا إسلام چيزى غير از تشيّع نيست ؛ إسلام نفس تشيّع است . و بعبارةٍ اخرى : تشيّع و إسلام به حمل « هُوَ هُو » بر يكديگر حمل مىشوند ( الإسْلامُ هُوَ التَّشَيُّعُ وَ التَّشَيُّعُ هُوَ الإسْلامُ مَفْهومًا لا مِصْداقًا ) نه به حمل « شايع صناعى » ؛ مثل اينكه شيعه‌اى را در خارج پيدا نموده ، و به حمل شايع صناعى بگوئيم : تشيّع بر اين فرد مسلمان حمل مىشود ، همانطور كه در زَيْدٌ قائِمٌ گفته مىشود ؛ بلكه ما نحن فيه از قبيل الإنْسانُ حَيوانٌ ناطِقٌ است . تشيّع در زمان رسول الله صلّى الله عليه و آله بوجود آمد و پايه گذار آن خود رسول الله بود ؛ و حقيقت آن با حقيقت إسلام يكى است . اين را بسيارى از سنّىها مانند سيوطى در تفسير « الدُّرُّ المَنثور » و غير او در كتب تفسير خود نقل كرده‌اند كه : روزى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در كنار خانهء كعبه نشسته بودند ، در اين حال أمير المؤمنين عليه السّلام رسيدند ؛ حضرت رو به أصحاب نموده فرمودند : إنَّ هَذَا وَ شِيعَتَهُ هُمُ الْفَآئِزُونَ . نام تشيّع براى أوّلين بار بر زبان خود پيغمبر جارى شد ، و آن را نسبت به أمير المؤمنين و پيروان او دادند . بنابراين ، إسلام با ولايت توأم است ، و أصل إسلام همان تشيّع است ؛ و فرقه‌هاى غير شيعى مذهب ، كسانى هستند كه از إسلام جدا شده و كناره گرفتند . إسلام غير از تشيّع چيزى نيست . و اين حقيقت از زمان پيغمبر بوده است و تا زمان حضرت إمام زمان عجَّل اللهُ تعالَى فرجَه الشَّريف ، و هر وقتى كه خدا بخواهد خواهد بود . و اين برهان قويم هميشه در دست ماست . و آن أفرادى كه آمدند و حساب خود را جدا كردند و خود را محور دانسته و مسلمان ناميدند و سنّى يعنى تابع سنّت رسول خدا دانستند ، و شيعه را يك فرقهء جداى از إسلام شمردند و آنها را در أقلّيّت قرار دادند ، اينها همه يك به يك بايد در محضر عدل إلهى جواب بدهند ؛ و همه گرفتارند .