بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
. اين جمله چه مناسبتى با جملة « أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَاء ، أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ » دارد ؟
حضرت در صدر روايت بيان مىفرمايند كه : أعلميّت ، ميزان براى أقربيّت به أنبياء عليهم السّلام است ؛ بعد استشهاد مىكنند به قرآن ، كه متابعين حضرت إبراهيم و اين پيغمبر و مؤمنين ، نزديكترين و مقرَّبترين أفراد ميباشند به حضرت إبراهيم ! اين مناسبت روشن نيست . و لذا مرحوم شهيدىّ در « حاشيه مكاسب » فرموده است كه : اين روايت به طور ديگر هم نقل شده است كه : إنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِياء أَعْمَلُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ . اگر « أَعْمَلُهُم » باشد ، وجه مناسبت روشن است . چون حضرت مىفرمايند : أَعْمَلُهُمْ بَمَا جَاوا بِه ، بعد استشهاد ميكنند كه :
لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ
، و اين پيغمبر و مؤمنين كه در عمل بدنبال او هستند ، أولى مىباشند به حضرت إبراهيم ؛ يعنى نزديكترين و سزاوارترين مردم به حضرت إبراهيماند . بنابراين ، وجه مناسبت استشهاد روشن است ؛ أمّا در اين صورت ( كه متن حديث به دو لفظ نقل شده باشد ) روايت از حجّيّت مىافتد ؛ زيرا در روايت اضطراب پيدا مىشود ؛ و اضطراب در متن موجب تعارض مىشود . مگر اينكه آن روايت ، سندش مثل « نهج البلاغهء » قوى نباشد .
. بحث پيرامون شرح حديث « نهج البلاغهء » :
إنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآءِ
محصّل كلام اينكه : سند « نهج البلاغهء » قوى است ؛ و آن استشهاد هم مناسبتش براى ما روشن نيست . ولى أصل استدلال : أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآء أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ ، باقى مىماند ؛ و بايد به آن أخذ كرد . و اين را نه از أدلّه ولايت فقيه بلكه از أدلّه لزوم أعلميّت فقيه در باب إفتاء مىگيرند ، كه از أدلّه اجتهادى است ، نه از اصول .
اگر بخواهيم از نقطه نظر أدلّة اجتهادى بر لزوم أعلميّت فقيه در باب « إفتاء » استدلال كنيم ، يكى از أدلّه ، همين روايت « نهج البلاغهء » است كه حضرت مىفرمايد : أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآء أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِه ، و يكى هم آن خبر وارد از حضرت إمام محمّد تقىّ عليه السّلام است كه مىفرمايد : يَا عَمُّ ! إنَّهُ