النَّاسُ أَرْبَعَةٌ : رَجُلٌ يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ ، فَذَاكَ مُرْشِدٌ حَاكِمٌ فَاتَّبِعُوهُ . « مردم چهار دسته هستند : يكدسته از آنها مردى است كه مىداند ، و مىداند كه مىداند ( يعنى هم علم دارد ، و هم علم به علم خود دارد ) . اين مرد ، مردى است كه مرشد و حاكم است ؛ يعنى إرشاد و راهنمائى مىكند و أمر و نهى او نافذ است ؛ فَاتَّبِعُوهُ ! بنابراين ، واجب است بر شما كه از او پيروى كنيد . »
در اينجا حكم وجوب پيروى مترتّب شده است بر مُرْشِدٌ حَاكِمٌ ؛ و اينكه او مردى است كه : يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ ؛ مىداند و علم به علم خودش هم دارد .
در اينجا حكم متابعت بر أساس علم آمده ، آن هم يك علم خاصّى كه إنسان عالم باشد و علم به علم خودش هم داشته باشد ؛ نه اينكه عالم باشد ولى خودش نداند كه عالم است . همچنين اين روايت دلالت دارد بر وجوب متابعت همهء مردم بنحو إطلاق ؛ و إنصافاً از نقطة نظر سعه ، إطلاق داشته و اختصاص به باب قضاء ندارد ؛ بلكه هم در باب قضاء و هم در باب حكومت و هم در باب مرجعيّت و أخذ فتوى قابل تمسّك است .
رَجُلٌ يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ ، فَذَاكَ مُرْشِدٌ حَاكِمٌ فَاتَّبِعُوه « 1 » : چنين مردى حاكم و مرشد است ، بايد از او متابعت كنيد ! و اين إطلاقش خيلى خوب و دلالتش هم كافى است ؛ و در مُفاد ، نظير قول حضرت إبراهيم عليه السّلام است كه فرمود :
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا
« 2 »
بخلاف رواياتى كه دلالت مىكنند بر اينكه : قضات چهار دسته هستند . چون چند روايت داريم كه در خصوص قضاوت است و آنها دلالت مىكنند بر اينكه قضات چهار دستهاند ، و از ميان آنها قاضىِ به حقّ كسى است كه : يَعْلَمُ وَ
هامش
( 1 ) « مستند الشّيعة » طبع سنگى ، ج 2 ، كتاب قضاء ، ص 516
( 2 ) آيه 43 ، از سوره 19 : مريم