يكى از أفرادِ طرفِ نزاع هستند ، و ديگر در اينجا معنى ندارد كه بگوئيم : شما به اولى الامر مراجعه كنيد ؛ و لذا در اينجا نفرموده است : وَ إلَى اولِى الامْرِ مِنكُمْ .
اين حرف ، گفتار بسيار غلط و باطلى است ؛ چرا ؟ براى اينكه وقتى خداوند در صدر آيه ، إطاعت اولى الامر را بعنوان إطلاق واجب مىكند ، ديگر معنى ندارد كه بعداً بگويد : اگر شما با اولى الامر در أصل مسألهء ولايت هم نزاع كرديد به خدا و رسول مراجعه كنيد ! از طرفى إطاعت اولى الامر را بر گردن مردم بگذارد ؛ و از طرفى بگويد : اگر با آنها نزاع كرديد ، به خدا و رسول مراجعه كنيد !
مثل اينكه خدا بگويد : از پيغمبر إطاعت كنيد أمّا اگر در يك أمرى با پيغمبر نزاع كرديد ، اين كار را بكنيد . يا بگويد : از قرآن إطاعت كنيد -
« أَطِيعُوا اللَّهَ »
؛ « از كتاب خدا إطاعت كنيد . » - أمّا اگر در موردى از قرآن إشكال پيدا كرديد ، مثلًا به تورات مراجعه كنيد ! اين حرف غلط است .
وقتى خدا مىگويد :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
. و إطاعت اولى الامر را بر ما واجب كرد ، سپس بگويد : اگر شما به خودِ أُولوا الامر نزاع كرديد چه كنيد ، ديگر اين تفريع ، معنى ندارد و غلط است .
علّت عدم إرجاع به أُولوا الامر در تنازع ، بواسطهء عدم مُشَرِّعيَّت آنهاست
پس علّت عدم ذكر أُولوا الامر آن نيست كه اين عدّه توهّم نمودهاند ؛ بلكه همان است كه عرض كرديم : اولى الامر شأنيّتى در تشريع أحكام ندارند .
حضرت صادق و حضرت باقر و حضرت رضا و حضرت إمام زمان عليهم السّلام ، همه مبيِّنِ أحكامند . شما تا به حال ديدهايد حتّى در يك مسألهاى حضرت صادق عليه السّلام جعل شريعتى بكند ؟ ! در جائى بگويد : نماز ظهر را سه ركعت بخوان ؟ ! و در وقت ديگر بگويد : من أمر مىكنم فلان مُحَرَّم را بجا بياور ؟ ! يا فلان حلال را ترك كن ؟ ! يا بگويد : من تشريع مىكنم : از اين پس ديگر صلاح مردم نيست كه نماز صبح خود را تا طلوع آفتاب بخوانند ؛ اگر تا نيم ساعت بعد از آفتاب هم بخوانند إشكال ندارد ؛ و أمثال اينها ؟ ! أبداً ديده نشده است . تمام آنها مىگويند : ما بيانگر تشريع رسول الله صلَّى الله عليه و آله