مستطيع هستند ، از چيزهائى است كه خدا بر عهدهء مردم گذاشته و بعنوان فريضه واجب فرموده است ؛ و أمّا كيفيّت حجّ و كيفيّت عُمره و طواف خانهء خدا ( هفت شَوْط ) و تمام خصوصيّات و جزئيّاتى كه در مسائل حجّ با كثرت شُعوب و مسائل آن آمده است ، در قرآن مجيد نيست ؛ تمام اينها را رسول خدا معيّن و مشخّص كرده و دستور داده است ؛ و خود در سَنهء دهم از هجرت ، حجّ بجا آورده و به مردم فرمود : ببينيد من چگونه حجّ انجام مىدهم ، شما هم به همين طريق عمل كنيد . و هر جا هم كه مردم اشتباه مىكردند يا سؤالى داشتند از آن حضرت سؤال مىكردند ، و پيغمبر جواب مىدادند .
و نيز مواقيت را معيّن فرمودند ، كه حُجّاج ، إحرام حجّ را از اين شش ميقات ببندند . و بيان نمودند : أفرادى كه در فاصلهء دور زندگى مىكنند ،
ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
« 1 » ، منظور آن أفرادى هستند كه مسافت آنها از خانهء خدا بيش از شانزده فرسخ باشد ؛ و همچنين سائر مسائل عديدهء حجّ كه در قرآن بيان نشده است . در قرآن فقط از وجوب حجّ اسمى به ميان آمده است ؛ اينها بعهدهء پيغمبر است .
و نيز مسائل أمر به معروف و نهى از منكر ، و مسائل جهاد با تمام خصوصيّات و جزئيّات آن كه با حضور خود در جنگها ، نحوهء برخورد با مشركان و يهود و نصارى ، يا مرتدّين و أموال آنان را بيان مىفرمودند . بيان و توضيح تمام اين خصوصيّات ، راجع به تشريع رسول الله است .
اين معنى إطاعت از رسول الله است . پس رسول الله مُشَرِّع و مقيِّد و مُحَدِّد و معيِّن و مشخِّصِ حدود و ثُغور و تشخّصاتِ أحكام كلّى است كه در قرآن مجيد آمده است .
قسم دوّم : إطاعت از رسول خدا در أحكام وِلَائيّه مىباشد ، از نظر ولايت آن حضرت و إمامت او بر مردم ؛ همچون منصوب نمودن فردى را بر إمارت
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 196 ، از سورهء 2 : البقرة