بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَآئَهُمْ ، وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ .
« قسم به خدا آن أفراد ، اندكترين مردمند از جهت شمارش . ( نمى فرمايد : عددشان كم است ! بلكه مىفرمايد : الاقَلُّونَ ، اندكترين مردمند . اگر هر طائفه و صنف و گروه و دستهاى را از ميان علماء و أفراد مجتهد شمارش كنيد ، شمارش و تعداد اينها از همه كمتر است . )
وَ الاعْظَمُونَ قَدْرًا ؛ و عظيمترين مردم هستند از جهت قدر و منزلت و مقدار و سرمايه و ارزش . بواسطهء اينهاست كه خداوند حجّتها و بيَّنههاى خود را حفظ و نگهدارى مىكند ؛ تا اينكه حُجج و بيّنات و أدلّه و دين و إسلام و قرآن و إيمان و معارف و غيرها را به نُظَراء و أمثال خود بوديعت سپرده و هر يك از اينها مطلب را به ديگرى بسپارد . و آن حُجج و بيِّنات را در دلهاى أشباه و أمثال خود بكارند ، تا اينكه كم كم روئيده شود و رشد كند ؛ و آنها هم در زمانهاى بعد ، هر كدام سُتونى از عظمت براى حُجج و بيّنات إلهيّه باشند . »
هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ ، وَ اسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الاعْلَى .
« علم ، بينائى ، إدراك صحيح و قوىّ ، حقيقتِ بصيرت و إدراك و بينش ، بر آنها از أطراف هجوم كرده و روى آور شد . و با روح يقين مباشرت كردند ؛ حقيقت يقين و جان يقين را مسّ نموده و لمس كردند ؛ با إدراكات فكرى و عقلانىّ ، با تمام شراشر وجود خود به حقيقت و جان يقين دست يافتهاند . و آنچه را كه ناز پروردگان و أهل إتراف ، سخت و ناهموار شمرده و خشن مىپنداشتند ، نرم و ملائم يافته و در دنيا بدين قسم عمل كردند . و با آنچه مردم سياه دل از آن استيحاش مىنمودند انس و الفت پيدا كردند . و در دنيا با بدنهائى كه أرواح آنها مُعلّق به محلّ أعلى و محلّ قدس بود زيست نمودند . » يعنى فقط بدنهاى آنها در دنيا آمده ، ولى روحشان در دنيا نبود . در تمام مدّتى كه در دنيا با
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٥