آن موجود هست ، به آن عمل كنند ؛ و اگر نه عمل نكنند .
بنابراين ، اگر علماء ما به خبر فاسقى عمل كردند ، معلوم مىشود قرينهاى در دست آنها بوده كه دلالت بر صدق آن مىنموده است . مثلًا روايت ديگرى يا شواهدى در بين بوده كه دلالت بر قوّت اين روايت مىكرده است ، و مُؤيِّد و مُعاضِد آن بوده است ، كه اين خبر فاسق از زُمرهء همان أخبارى است كه مطابق با واقع بوده است .
و لذا بزرگان ، اين روايت را در كتابهاى خود نوشته و ثبت و ضبط كردهاند .
مناط حجيّت خبر ، عمل مشهور است ، نه قوّت سند
اخبارى را كه ما در كتب معتبرهء خود داريم ، غالباً ضعيفُ السَّند هستند . بهترين كتابهاى ما همين كتب أربَعه : « تَهذيب ، كافِى ، اسْتِبْصار ، و مَنْ لَا يَحْضُرُهُ الفَقيه » است ؛ و از همهء اينها معتبرتر ، همان كتاب « كافى » بوده ، ولى رواياتش غالباً ضعيف است . شما اگر به « مِرْءَاةُ الْعُقولِ » علّامهء مجلسى كه شرح « كافى » مىباشد مراجعه كنيد ، مىبينيد : قبل از شرح أخبار دربارهء غالب آنها مىگويد : ضَعِيفٌ ؛ و بعد شروع به بحث مىكند .
ولى آيا ما بايد به اين كتابها عمل نكنيم ؟ بلى ! به آنها عمل مىكنيم ؛ به اين أخبار ضعيف عمل مىكنيم . چون مشايخى مانند : كُلينىو شيخو صَدوقآنها را جمع كرده و به آنها عمل نمودهاند ، و بزرگان ديگرى مثل : بَرقىّو قُمّيّين ، أفرادى كه « مَحاسِن » و كتابهاى ديگر را نوشتهاند ، همه أهل دقّت بودهاند . بِالاخَصّ قُمّيّين كه در ضبط أحاديث و در عمل به قول أئمّه عليهمُ السّلام بسيار دقّت داشتند . و اگر بنا بود كه تمام اين أخبار را ردّ كنند ، ديگر چيزى در دست باقى نمىماند .
اين أخبارى كه ما دربارهء دعا داريم ، در « بَلَدُ الامِين » و « مِصباح » كَفْعَمىّ و « إقبال » سيّد و « مِصباحُ الْمُتَهَجِّد » شيخ طوسى ، كه تمام علماء ما به اين كتابها عمل مىكنند و دعاها و زيارتهايش را مىخوانند ، اگر شما بخواهيد صحيحش