هم اگر بود تصديق مىنمود ، و مىگفت : چه إشكال دارد ، ما مردم را دعوت به توحيد كنيم ، و بعد هم براى پيشرفت كار و براى اينكه إسلام به هدف خود نزديك شود ، اين دو پيشنهاد را بپذيريم ؛ و تا زمانى كه إسلام رشد پيدا ننموده و قدرتى به هم نرسانيده است ، با استمالت از مشركين و پذيرفتنِ موقّتِ اين دو شرط ، راه را براى أهدافِ أهمّ هموار نمائيم ؛ و پس از استيلا إسلام بر شرك و نيرو يافتنِ أركانِ توحيد ، به روشِ پسنديده مبادرت بنمائيم ؟
اين دو تقاضائى بود كه آنان از پيامبر نمودند . و اين آيه هم نمىگويد كه به آنها وعده دادى و قبول كردى ؛ لَقَدْ كِدتَّ ، نزديك بود : تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلا ، يك مقدار كمى به آنها متوجّه شوى و رُكون پيدا كنى ؛ و اگر ما تو را نگه نمىداشتيم و كمى به آنها نزديك مىشدى ، ما به سختى تو را به عذاب خود گرفتار مىنموديم ؛ و در حال زندگى و پس از مرگ ، دو برابرِ عذابى را كه بايد به ديگران بدهيم ، يا به أنبياى ديگر بدهيم ، به تو مىداديم . بايد توجّه نمود كه مسأله از چه قرار است ؟ !
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا
« 1 »
« و اگر ما بخواهيم آنچه را كه به تو وحى كرديم ، همه را بيرون كشيده و مىبَريم ؛ و هيچ وحْيِى به تو نمىفرستيم و آنچه را هم كه بسوى تو فرستادهايم ، همه را از بين مىبريم ؛ آنوقت تو در مقابل ، چه كار خواهى كرد ؟ ! كدام مدافعى را در قبال ما خواهى داشت كه بتواند از تو دفاع كند و حقّ تو را بگيرد ؟ ! »
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
« 2 »
« هيچ پيغمبرى شأن و رَويّه و كارش اينطور نيست كه در كار خود غِلّ و غِشّى داشته باشد . ( غُلول ، يعنى باطل را حقّ جلوه دادن ، حقّ را به باطل جلوه
هامش
( 1 ) آيه 86 ، از سورهء 17 : الإسرآء
( 2 ) آيه 161 ، از سورهء 3 : ءَال عمران