تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِم أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ وَ لا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ امروز قصد داشتيم در بحث ولايت فقيه وارد بشويم ؛ أمّا بعضى از آقايان إشكالى نمودند بدينگونه كه : طبق بياناتى كه دربارهء ولايت إمام و پيغمبر شد ، و ولايت آنها در أمر و نهى بطور إطلاق از آيات قرآن استفاده شد ، « اگر إمام إنسان را أمر به معصيت كند ، چه صورت پيدا مىكند ؟ » لذا اينك به حلّ إشكال پرداخته مىگوئيم :

ولايت ، تجلِّى است ، و خدا أمر به معصيت نمىنمايد

اصولًا بايد اين مسأله را بشكافيم كه : مسير و ممشاى ولايت إمام كجاست ؟ و حقيقتش چيست ؟ و أمر إمام چگونه است ؟ و آيا پيغمبر و إمام أصلًا أمر به معصيت مىكنند ، و لو در موارد استثنائى ؟ يا خير ، مسأله غير از اين است ؟ پس از آن إن شآء الله وارد بحث ولايت فقيه خواهيم شد . بايد بدانيم : هر جا كه ولايت إمام و ولايت معصوم بطور كلّى إطلاق مىشود ، همان نفس ولايت خداست ؛ و جدائى و بَيْنونَتى بين آن دو ، معنى ندارد . ولايتى كه آنها دارند ، خداوند به عنوان تفويض به آنها نداده است كه از خود جدا كرده و به آنها داده باشد ؛ و يا اينكه خودش ولايتى داشته باشد ، و ولايتى را هم مشابه ولايت خود به آنها داده باشد ، به اين صورت كه دو ولايت
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 93 | السيد محمد حسين الطهراني