تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
خوب و صحيح به دست آيد ! مگر اينچنين نيست ؟ ! گفت : آرى ! عرض كردم : آيا ممكن است محصولى بدون برزگر به عمل آيد ؟ ! و يا در صورت وجود ، برزگر اين عمليّات را انجام ندهد ؛ آب ندهد ، يا بيش از مقدار لازم بدهد ، يا تخم را روى زمين بريزد و زير خاك نكند ، يا وجين ننمايد ، يا سمّ و دارو نزند ؛ آيا در اين صورت محصول چه خواهد شد ؟ و زحمات او هدر ميرود يا نه ؟ ! گفت : آرى ! عرض كردم : خوب فكر كنيد ! مسأله از همين قرار است يا نه ؟ ! گفت : احتياج به فكر ندارد ، اينكه ميگوئيد واضح است ، گياه كشاورز ميخواهد و بايد رويش عمل شود ! عرض كردم : عزيز من ! استاد سير و سلوك همان كشاورز است ، و ورد و ذكر و فكر و مراقبه و محاسبه عبارت است از آب و آفتاب و زمين مناسب ؛ و رياضت عبارت است از محدود كردن آب ، وجين كردن و علوفهء هرزه را از پاى گياه مفيد كه ثمرهء حياتى و غذائى آن را مىخورد ، دور ريختن . باز عرض كردم : آيا شما درخت مو را هرس نموده‌ايد ؟ ! گفت : نه ! من باغدارى نكرده‌ام ، من زارع بوده‌ام ! عرض كردم : لا بدّ در نزديكىهاى زراعت خود باغهائى هم كم و بيش بوده است ، و ديده‌ايد يا شنيده‌ايد و مسلّماً هم ميدانيد كه درخت تربيت ميخواهد ، باغبان ميخواهد ، رسيدگى به زمين و كود به موقع و به اندازه ميخواهد ، آب ميخواهد ، هَرس كردن ميخواهد . اگر اين كارها را انجام ندهد ، درختان بدون تربيت ، مانند درختهاى جنگلى بلند و پروار مىشوند ، ولى محصول نميدهند . درخت انگور و زردآلو و سيب ميوه نميدهد ؛ يا اگر بدهد ، ميوهء گس و تلخ و ريز و بدون فائده ميدهد . شما را به خدا قسم ؛ آيا اين‌طور نيست ؟ ! گفت : آرى !