تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
كجا سيّد هاشم پيدا مىشود ؟ هشت سال و اندى است كه از ارتحالش ميگذرد ، چه به دستشان رسيده است ؟ خواجه حافظى بايد تا سخنان سيّد هاشم را بفهمد ؛ همانطور كه او بود كه سخنان خواجه حافظ را فهميد . ابن فارضى بايد تا به مُفاد كلام وى پى برد ؛ همچنان كه او بود كه به مفاد كلام ابن فارض پى برد . و لهذا مىبينيد حقير در اين يادنامهء مباركه از اين دو عارف نامدار ايرانى و عرب زياد نام برده‌ام . اين به جهت آن مىباشد كه سيّد هاشم بدان افق دست يافته بود . امّا چون به زبان عربى آشنائىاش بيشتر از زبان فارسى بود ، أشعار ابن فارض را بيشتر ميخواند و انس خاصّى با آنها داشت . و به عقيدهء حقير : اشعار ابن فارض از خواجه حافظ قوىتر است ؛ امّا اشعار خواجه از أشعار ابن فارض لطيف‌تر مىباشد . امّا در سير و سلوك و بدايت و نهايت هر دو به درجهء أعلاى از عرفان رسيده‌اند و أسفار اربعه را تمام نموده‌اند .

مناسبت اشعار ابن فارض و خواجه حافظ هر دو با رحلت حداد

اينك بايد ما هم بر سر مزار سيّد هاشم با اين نغمات إلهيّه برويم و بخوانيم و بگوئيم :
اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست * منزل آن مه عاشق كش عيّار كجاست شب تارست و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست هر كه آمد به جهان نقش خرابى دارد * در خرابات نپرسند كه هشيار كجاست آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند * نكته‌ها هست بسى محرم أسرار كجاست