دلى دارم كه از زماني كه به وجود آمدهام غير از محبّت و مودّت و نرمى با او ، الفت به چيز دگرى ندارد .
21 - اى كسى كه چه بسيار مليح است تمام چيزهائى كه از آن اوست و آنها را پسنديده و اختيار نموده است ، و چه بسيار شيرين است آب دهان او به دهان من !
22 - اگر مقدار ملاحت و زيبائىاى را كه در سيما و چهرهء اوست به يعقوب پيامبر مىفهماندند و به گوش وى ميرساندند ، او جمال فرزندش يوسف را فراموش ميكرد و ديگر به خاطرش نمىآورد .
23 - يا اگر أيّوب پيامبر كه در قديم الايّام مريض بود ، او به عيادتش ميرفت و آن جمال را در پينكى و چُرت خواب خود مشاهده مىنمود ، از آن مرض و بيمارى سخت شفا مىيافت .
24 - چون تجلّى كند و ظهور نمايد و به سمت عالم خلق و كائنات روى بياورد ، تمام ماههاى شب چهاردهم و تمام قامتهاى زيبا و رشيق و معتدل ، به سوى او از عشق و دلدادگى گرايش پيدا كرده و روى مىآورند .
25 - اگر من به او بگويم : در من راجع به تو تمام درجات دلبستگى و دلدادگى و شوق و وُدِّ متّصل كننده و انسان را در وجود خويش درباخته ، موجود است ، او در پاسخم ميگويد : اين به جهت آنست كه ملاحت اختصاص به من دارد ، و تمام درجات و مراتب حسن و زيبائى در من موجود است .
26 - زيبائيها و محاسن او كامل است . بنابراين اگر براى ماه شب چهارده كه دائرهاش اكمل و نورش اتمّ است ، از خود نور و ضيائى را بطور هديه بفرستد ، ديگر خسوف و گرفتگى عارض آن ماه نخواهد شد .
27 - و اگر وصف كنندگان و ستايشگران با وجود اشكال مختلف و انواع
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 669
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٦٩