تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
كه : عزّت انحصار به تو دارد ، و عزّت و ذلّت من از ناحيهء تست نه از ناحيهء من . و أيضاً در « صحيفه » ميفرمايد : وَ أَلْهِمْنَا الانْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ ؛ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ ، وَ لَا تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ ؛ وَ لَا نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ ، وَ لَا نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ - الدُّعاءَ . « 1 » « و بما الهام بخش كه مطيع و منقاد تو گرديم در آنچه را كه از اراده و مشيّتت بر ما وارد مىسازى ؛ بطورى كه دوست نداشته باشيم تأخير آنچه را كه زودتر به ما رسانيده‌اى ، و نه تعجيل آنچه را كه ديرتر به ما رسانيده‌اى ، و ناپسند نداشته باشيم آنچه را كه مورد محبّت تست ، و نگزينيم آنچه را كه تو ناپسند دارى ! » واضح است تا وقتىكه شهود عينى توحيد براى انسان حاصل نشود اين درخواستها از لقلقهء لسان تجاوز نمىكند ، و اين حالات حقيقةً در انسان متمكّن نمىگردد ؛ امّا بواسطهء انكشاف توحيد أفعالى و اسمائى اين معانى پديدار مىآيد . بنابراين درخواست و طلب اين معانى ، درخواست و طلب توحيد است . و همچنين در « صحيفه » عرضه ميدارد : وَ لَا تَشْغَلْنِى بِمَا لَا أُدْرِكُهُ إلَّا بِكَ ، عَمَّا لَا يُرْضِيكَ عَنِّى غَيْرُهُ . « 2 » « و مرا مشغول مدار به انجام كارى كه نمىتوانم آن را بجاى بياورم مگر بواسطهء كمك و معونت تو ، از انجام كارى كه غير از آن كار ، ترا از من خشنود نمىسازد ! » يعنى به من خودت را بشناسان تا بتوانم به كارى اشتغال ورزم كه ترا از من
هامش
( 1 ) فقرهء پنجم از دعاى سى و سوّم كه دعاى استخاره مىباشد ( 2 ) . فقرهء 108 از دعاى 47 از « صحيفهء كاملهء سجّاديّة »
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 615 | السيد محمد حسين الطهراني