تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
رفتم و چون مىبايد سه ربع دينار به او بدهم گفتم : شما خيانت كرديد ، فلان چيز اطو نسوخته است كه محتاج به تعويض باشد بلكه فلان سيمش پاره شده است و اجرت تعمير آن ده فلس است . اطو را خودم باز كردم و به وى نشان دادم نقطه‌اى را كه او لحيم كرده است . آن مرد از اين‌گونه اطّلاع من خجالت كشيد ، و من ده فلس دادم و اطو را آوردم . و اين عمل را دليل بر زيركى و فطانت خود مىدانست . حضرت آقا هيچ نگفتند ، و سپس به ما فرمودند : من اگر بجاى او بودم سه ربع دينار را ميدادم و به روى او نمىآوردم . نظير اين سَماحَت و مَجد اخلاقى از آخوند ملّا حسين‌قلى همدانى نقل شده است . نوهء ايشان « 1 » خودش در نجف اشرف براى حقير گفت : در يك سفر زيارتى كه مرحوم آخوند با اصحابشان پياده به كربلا مشرّف مىشدند ، در راه عرب‌هاى بيابانى ايشان را لخت مىكنند و هر چه دارند مىربايند . سپس كه ايشان را مىشناسند ، به حضورشان مىآيند و هر چه ربوده بودند تقديم مىكنند و معذرت ميخواهند . مرحوم آخوند فقط كتابهاى وقفى را كه ربوده بودند پس ميگيرد و بقيّهء كتب و اموال را نمىگيرد و ميفرمايد : به مجرّد سرقت ، من ايشان را بِحِلّ كردم ، چون راضى نشدم بواسطهء من خداوند كسى را در آتش دوزخ بسوزاند . روايات دربارهء اين‌گونه گذشتها از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام و سائر أئمّه بسيار است ، و البتّه ايشان نمونه و الگو و اسوهء حسنه براى جميع امّت مىباشند . « 2 »
هامش
( 1 ) مرحوم حجّة الإسلام حاج شيخ محمّد همدانى فرزند مرحوم حجّة الإسلام حاج شيخ على رضوان الله عليهما . ( 2 ) مجلسى رضوان الله عليه در جلد ثامن از « بحار الانوار » طبع كمپانى ، فى الفِتَن