كه أهمِّ از آن بسيار موجود است و دست ما بدان نرسيده است .
قبل از تشرّف حقير به نجف اشرف ، پس از فوت مرحوم والد كه مدّت قليلى ناچار براى اصلاح و تنظيم امورشان مجبور بودم در طهران درنگ كنم ، در نزد يكى از خويشاوندان سَببى : مرحوم آقا ميرزا أبو تراب عرفان كه حقّاً مردى دانشمند بود و در جَفْر و رَمْل خودش محقّق و صاحب تأليف بود و مىگفت : در جفر كتابى نوشتهام به قدر شرح لمعه ، قريب يك ماه علم رَمْل را خواندم و جزواتى هم نوشتم .
و آن مرحوم هم بقدرى به حقير علاقهمند شده بود كه دست برنميداشت ، و چون اولاد ذكور نداشت ميخواست در آخر عمرى علومش را به حقير بياموزد . ولى حقير حسّ كردم كه علاوه بر تضييع وقت ، براى بنده ايجاد كدورت روحى مىنمود . بنابراين آن درس را ترك نمودم ، و هر چه زودتر امور را اصلاح و براى عتبه بوسى باب علم به نجف اشرف مشرّف شدم .
استادمان حضرت علّامهء طباطبائى از اين علوم آگاه بودند ، ولى بنده نديدم در جائى إعمال كنند .
حضرت آقا حاج سيّد هاشم در ترتيب جداول بالاخصّ كيفيّت جدول صد در صد ، و يا سائر جداول كه ابتدايش پنج در پنج است - نه تنها چهار در چهار - مهارتى بسزا داشتند ، و به حقير هم كيفيّت پر كردن مربّعات را تعليم فرمودند و اضافه كردند كه : اين مربّعات مؤثّر است ولى در هر حال بايد اثر را از خدا دانست و از او منقطع نشد ؛ و سپردن امر در هر حال به دست حقّ تعالى بطورى كه او مدير و مدبِّر امر انسان شود ، غايت مطلوب است
اكتشافات محيى الدّين عربى با علم حروف ، راجع به بعضى از امور غيبيّه
مُحيى الدّين عربىّ ، و محقّق فيض كاشانى ، و شيخ بَهاء الدّين عامِلىّ در اين فنّ از سرآمدان روزگار بودهاند .
محدّث نيشابورى در ترجمهء احوال محيى الدّين از جمله ميگويد : وى