تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
هر بيمار . اوست ظاهر ؛ بنابراين ما سواى او هر چه هستند از موجودات و مخلوقات ، حجاب و پردهء او مىباشند كه او را در زير إنّيَّت خود پنهان ميدارند . پس كسى كه داراى چشم بصيرت باشد و از درها و ابواب حجاب او عبور كند ، او قدرت و سلطنتش را به وى مىنماياند ؛ و سلطان و عظمتش را بالعيان مشاهده مىنمايد ؛ و او را از هستى و إنّيّت وجودى و تعلّقى پستش بواسطهء إنّيّت وجودى خود غائب و مستور مىنمايد ، بطورى كه مشاهدهء إنّيّت مجازى خود نكند ، و در إنّيّت حقيقى او متجلّى باشد . بنابراين شأن و مقامش را عظيم ميگرداند . بنابراين در ميان عارف و پروردگارش سرّى است سخت و سنگين در سينهء او ، و حُكمى است كه او را به بركتها و ارزشهاى غيبى پروردگارش مىكشاند و مىرساند . و آن بركتها و ارزشهاى غيبى هستند كه غذاى او و شراب او مىباشند . پروردگار براى مرد عارف ، حقيقت توحيد و جوهرهء آن را ظهور ميدهد . و عارف بواسطهء آن حقيقت از سائر مخلوقات امتياز پيدا مىنمايد . آن حقيقت با او مواصله و سر و كار پيدا مىكند ، و او را در حضرت حقّ مىنشاند ، و به علوم ازليّهء إلهيّهء عجيبه اختصاص ميدهد . پس نسبت حقيقت عارف با حقّ تعالى ذاتى است ؛ نزديك است ؛ بدون حركتى از معنيى به معنيى ، و نه انتقالى ، و نه گذشته‌اى و نه آينده‌اى و نه حالى . و آن حقّ در سرّ عارف مكشوف است . حقّ او را از سرّ پنهان خود امداد مىكند ؛ و لهذا پوشش و حجاب عارف از سرّ حقّ شناخته گرديده است . و تمامى محسوسات پوچ و باطل است . علَى هذا چشم بصيرتت را خوب باز كن تا امر شگفتى را ببينى ! مىيابى تمام نظاره كنندگان را در تمام چشم بر هم زدنها و در تمام خطوراتى كه بر نفسشان وارد مىشود كه اوست تنها نظر كننده و بيننده ؛ و تمام اين موجودات قيام به او دارند . چرا كه اين موجودات و ممكناتِ