خداوند خود به أوصاف وى فانى نشود .
جُنَيْد گفت : اى ابن منصور خطا كردى در صحو و سكر . از آن خلاف نيست كه صحو عبارت است از صحّت حال با حقّ . و اين در تحت صفت و اكتساب خلق نيايد . و من اى پسر منصور ! در كلام تو فضولى بسيار مىبينم و عبارات بى معنى . « 1 »
ميفرمودند : جُنَيد از استادان عرفان است ؛ و وقتى حسين را تخطئه نموده است ، معلوم شود در كار حسين منصور حلّاج خللى بوده است .
جُنَيد بغدادىّ مىگويد : شيخ ما در اصول و فروع و بلا كشيدن علىّ مرتضى است
جُنَيد ميگويد : « شيخ ما در اصول و فروع و بلا كشيدن علىّ مُرتضَى است رضىَ اللهُ عَنه ، كى مرتضى به پرداختن حربها ازو چيزها حكايت كردندى كه هيچكس طاقت شنيدن آن ندارد كه خداوند تعالى او را چندان علم و حكمت كرامت فرموده بود .
و گفت : اگر مرتضى اين يك سخن به كرامت نگفتى ، اصحاب طريقت چه كردندى ؟
و آن سخن آنست كه : از مرتضى سوال كردند كى خداى را به چه شناختى ؟ !
گفت : بدانك شناسا گردانيد مرا به خود كه او خداوندى است كه شبه او نتواند بود هيچ صورتى ، و او را در نتوان يافت به هيچ وجهى ، و او را قياس نتوان كرد به هيچ خَلقى ؛ كه او نزديكى است در دورى خويش ، و دورى است در نزديكى خويش . بالاى همهء چيزهاست ، و نتوان گفت كه تحت او چيزى است . و او نيست چون چيزى ، و نيست از چيزى ، و نيست در چيزى ، و نيست به چيزى ؛ سبحان آن خدائى كه او چنين است ، و چنين نيست هيچ چيز
هامش
( 1 ) « تذكرة الاولياء » ج 2 ، ص 12 و ص 9 ، در ذكر جنيد بغدادى