شيخيّه و حَشويّه با محيى الدّين عربى و عرفاء در دو قطب متعاكس قرار دارند
محيى الدّين عربىّ و جميع عرفاء ، با شيخيّه و حَشويّه
و برخى از أخباريّون در دو قطب متعاكس قرار دارند
محيى الدّين عربى و تمامى عرفاءِ بالله ميگويند : معرفت خداوند براى انسان ممكن است ، و آن درجه و مقام و شخصيّت انسان است كه مىتواند اين راه را طىّ كند و به لقاى محبوب نائل آيد . و لقاى او فناى در ذات اوست ؛ زيرا در صورت غير فناء ، او شناخته نشده است ، و در صورت تحقّق فناء ، ديگر غيرى بر جاى باقى نمانده است تا غير خدا بتواند او را بشناسد . در آنجا خداست كه خود را مىشناسد .
شيخيّه ميگويند : معرفت حقّ تعالى محال است . آنچه ممكن است معرفت أسماء و صفات اوست ، آن هم براى كُمَّلين از مردم نه براى همهء مردم . بنابراين اسم رازق و خالق و مُحْيى و مُميت و سَميع و بَصير و عَليم و قادر و حَىّ و آنچه از اينها نشأت ميگيرد ، حقيقت إمامان معصومين عليهم السّلام مىباشند كه غير از مقام ذات هستند . نهايت سير هر يك از افراد بشر فناء در آن اسمى است كه از آن برتر است . فلهذا مقام و درجات مردم برحسب اختلاف استعدادشان در فناى أسماء كلّيّه و يا جزئيّه مىباشد . و بالاخره مِن حيثُ المجموع همگى فانى در أسماء و صفات مِن حيث المجموع مىباشند .
حقيقت أسماء و صفات خداوندى در مراتب عاليه ، همان ولايت كلّيّه است كه در معصومين متحقّق است ؛ و انسان كامل كسى است كه بتواند بدانها راه يابد و معرفت پيدا كند .
و اين نظريّه اشكالات مهمّى دارد :
اوّل آنكه : سدِّ باب معرفت به خالق است ؛ و خداوند ، آسمان و زمين و أفلاك را براى مقدّميّت معرفت آدمى آفريده است .