تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
أَحْسَنِهِ ! ( امر برادرت را بر نيكوترين وجه آن قرار بده ! ) را فراموش نمايد ؟ و در آن صورت چه ضررى وارد مىشد ؟ علاوه بر اين ما بسيارى از مؤلّفات بُرسىّ را كه تفحّص و مرور نموديم شاهدى بر كلام سيّد أمين نيافتيم . و اينك به تو بطور مستوفى خواهد رسيد مقدار سودمندى از شعر شگفت انگيزش كه در مدائح أهل بيت عليهم السّلام و مراثى آنان سروده است . و در اين اشعار چيزى نيست مگر إعلان و اظهار فضائل مسلّمهء ايشان كه بين فريقين شيعه و عامّه مسلّم است ، يا مدح و ثناى جميلى كه پائين‌تر از مقام و منزلت أعلاى ايشان است . بنابراين ، آن مُغالات و غلوّى كه بعضى وى را بدان رَمْى مىكنند كجاست ؟ و آن ارتفاعى را كه سيّد ديده است كجاست ؟ بُرْسى در كلامش فقط شعر مقبولش را دنبال مىكند ؛ پس آن خبط و ضرر و غلوّى كه سيّد الاعيان گمان نموده است ، كدام گفتار است ؟ و امّا مؤاخذه‌اى كه از وى نموده است در اختراع صلوات و زيارت به اينكه : « و اختراع صلوة و زيارت براى ايشان كه داعى براى آن نبود بعد از ورود صلوات و زيارتى كه مُغْنى از آن بود ، گرچه بنا بر قول صاحب « رياضُ العلماء » آن زيارت در نهايت فصاحت باشد . » آن هم مانعى ندارد مگر اينكه آن زيارت اختراعيّه گمان شود كه مأثور است و از معصوم وارد است . كدام امرى جلوگير ميتواند بوده باشد از اظهار كردن تمام افراد ، تحيّت و درودى را كه خداوند تعالى بر زبانشان جارى مىكند ، و آنها به قصد ورود آن را نمىخوانند و نيّت تشريع هم ندارند ؟ علماى فحل از فريقين شيعه و سنّى قبل از برسى و بعد از او ، از اين قبيل زيارتها ساخته و پرداخته‌اند ؛ و گوش دنيا تا به حال نشنيده است از أحدى از أعلام امّت كه بدانها طعن زند و خرده گيرد . وَ أمّا قَوْلُ سَيِّدِنا : « وَ إنَّ مُؤَلَّفاتِهِ لَيْسَ فيها كَثيرُ نَفْعٍ وَ فى بَعْضِها