تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
پسنديده و مورد اختيار و انتخاب است » .

علّامهء أمينى : علّت اختلاف عرفاء با اهل ظاهر ، اختلاف استعداد نفوس است

و محصّل و جوهرهء مطلب آنست كه : نفوس مردم به حسب غرائز و صفات جِبِلّيّهء خودشان ، و برحسب استعدادهاى متفاوته شان ، در تلقّى حقائقى كه در نفوس بشر به وديعت نهاده شده است تفاوت دارند . بعضى از آنها در تلقّى حقائق قبض دارند ، و معضلات و أسرار ، آنان را خرد مىكند و در هم مىشكند . و بعضى از نفوس‌اند كه چون به آنها دست يابند ، انبساط و گشايشى در خود يافته ، دستى به سوى آن دراز مىكنند و باعى « 1 » را به سوى آن مىكشند . و معلوم است كه طبيعت حال اقتضا دارد كه : دستهء اوّل در وسعشان نمىباشد كه از روى اكراه آنچه را كه نميدانند بر خود تحميل نمايند ؛ همانطور كه معرفت و شناخت براى دستهء دوّم بدانها اجازه نميدهد تا آنچه را كه فهميده‌اند و تحقيق كرده‌اند در بوتهء بطلان رها كنند . فلهذا از اينجاست كه منافرت ميان دو دسته به حركت و انقلاب مىافتد ، و كينه‌ها و مخفيّات بواطن شعله ور ميگردد ؛ و ليكن رويّه و روش ما اينست كه : مساعى جميلهء هر دو دسته را براساس آنچه كه از نيّتهاى حسنهء آنان ميدانيم ، و از سلوكشان در طرق مختلفهء طلب حقّ اطّلاع داريم ، تقدير مىنمائيم و ميگوئيم :
عَلَى الْمَرْءِ أنْ يَسْعَى بِمِقْدارِجُهْدِهِ * وَ لَيْسَ عَلَيْهِ أنْ يَكونَ مُوَفَّقا
« بر عهدهء هر انسان است كه به مقدار توانائى و قدرتش بكوشد ؛ و برعهدهء او نيست كه در اين كوشش كامياب گردد . »
هامش
( 1 ) باع به معنى بلندى دو دست است وقتىكه آنها را باز مىكنند و در دو طرف بدن يكى را به يمين و ديگرى را به يسار مستقيماً دراز مىكنند . يعنى مقدار فاصلهء سر انگشتان دو دست در اين حالت .