تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
هستند عقلها و خردها از نيل بدين مراد ؟ و كجا مثل و مانند إمام يافت مىشود تا او را بجاى وى بگزينند ؟ » و به همين سبب است كه بسيارى از علماى محقّقين ما كه در معرفت به أسرار يدِ طولائى داشته‌اند براى ائمّهء هدى صلواتُ الله علَيهم تمام اين شئونى را كه ذكر شد و غير اين شئون را اثبات نموده‌اند درحالىكه آن دسته از علماى غير محقّق تحمّل اثبات آن را نداشته‌اند . و در ميان علماء قم افرادى بودند كه راويان و بيان كنندگان اين اسرار را رَمْىِ به غُلُوّ مىنموده‌اند ، تا به جائى كه سخنگو و زبان‌آور آن قوم گفت : إنَّ أوَّلَ مَراتِبِ الْغُلُوِّ نَفْىُ السَّهْوِ عَنِ النَّبىِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ . « اوّلين مرتبهء غلوّ آنست كه : سهو كردن و اشتباه نمودن را از پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم نفى كنند . » و اين رويّه ادامه داشت تا زمانى كه پس از آنان ، محقّقين از علما آمدند و حقيقت را شناختند ؛ و بنابراين براى آن تضعيفاتى كه به راويان از جهت نسبت ارتفاع و غلوّ داده مىشد ، وقعى ننهاده و وزنى را استوار نديدند ) و اين بليّه و مصيبتى بود كه بسيارى از أهل حقائق و ارباب عرفان بدان دچار شدند ؛ و از جملهء آنان حافِظ رَجَب بُرسىّ است . و پيوسته و هميشه ميان اين دو طائفه ، حكم نقيض برقرار بود ، و گاهى آتش جنگ با شديدترين صورتى بر پا است ؛
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 1 » . « و صلح ، زيبا و
هامش
( 1 ) آيه 128 ، از سورهء 4 : النّسآء :وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً .