تَرَقَّوْا إلَى دَرَجَةِ الْيَقين .
أقولُ : و يَلْزَمُ مِن هذا أنَّهُمْ أكْمَلُ مِنَ الانْبياءِ وَ أوْصيآئِهِم ؛ و لَعَلَّ الصّوفيَّةَ يَلْتَزِمونَ ذلِكَ ، كَما هُوَ الظّاهِرُ مِن كَلامِ مُحيى الدّينِ الاعْرابىّ - انتهى . »
« و مشايخ صوفيّه ، نماز و عبادات را ترك مىنمايند ، و استدلال مىكنند بر آنكه اين أعمال ، واسطههائى هستند ميان پروردگار با بندگانش ؛ و ميان خداوند با عارفان حجابى نيست . و به آيه مباركهء قرآن استدلال مىكنند : كه خداوند را عبادت كن تا زماني كه به تو يقين برسد ؛ و مشايخ صوفيّه ترقّى كرده و به درجهء يقين و اصل شدهاند .
من ميگويم : و لازمهء اين گفتار اينست كه آنان أكمل از انبياء و أوصيائشان باشند ؛ و چه بسا كه صوفيّه ملتزم و پابند بدين كلام باشند ، همانطور كه از گفتار محيى الدّين أعرابى مشهود است - تمام شد سخنان سيّد در « شرح أسماءِ حُسنى » . »
صاحب « روضات » نيز ميگويد :
« وَ لِذا سَمّاهُ بَعْضُ مَشايِخِ عُرَفآئِنا الْمُتَأخِّرينَ بِمُميتِ الدّينِ ، و عَبَّرَ عَنهُ مَولانا الْوالِدُ المَرْحومُ المُحْتَرَمُ - أعْلَى اللهُ مَقامَهُ فى عِلّيِّينَ - بِلَقَبٍ أحْسَنَ مِن ذلِكَ اللَقَبِ هُوَ ماحى الدّين . »
« و بدين علّت است كه بعضى از مشايخ متأخّرين از عرفاى ما او را به مميت الدّين ( ميرانندهء دين ) لقب دادهاند ، و مولا و سيّد و سالار ما : پدر مرحوم ما كه خداوند مقامش را در علّيّين بالا برد ، به او لقبى نيكوتر از اين داده و او را به ماحى الدّين ( يعنى محو كننده و نابود كنندهء دين ) ملقّب ساخته است . »
در اينجا صاحب « روضات » به سخنان خود ادامه ميدهد به اينكه :
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٩