تقرّب را نمىپيمايند ؛ بلكه به جهت دواعى نفسانيّه وارد در سلوك مىشوند . اين گروه ابداً به مقصود نميرسند ، و در طىّ راه به كشف و كرامتى و يا تقويت نفس و تأثير در موادّ كائنات و يا إخبار از ضمائر و بواطن و يا تحصيل كيميا و امثالها قناعت مىورزند ، و بالاخره دفنشان در همين مراحل مختلفه هر كدام بر حسب خودش مىباشد .
دوّم : جماعتى هستند كه قصدشان فقط وصول به حقيقت است ، و غرض ديگرى را با اين نيّت مشوب نمىسازند . در اين صورت اگر مسلمان و تابع حضرت خاتم الانبياءِ و المرسلين و شيعه و پيرو حضرت سيّد الاوصياء أمير المؤمنين علَيهما أفضلُ صلواتِ الله و ملائكتِه المُقرَّبين باشند ، در اين راه ميروند و به مقصود ميرسند . زيرا كه راه منحصر است ، و بقيّهء طرق منفىّ و مطرود هستند .
و اگر مسلمان نباشند و يا شيعه نباشند ، حتماً از مستضعفين خواهند بود . زيرا كه برحسب فرض غِلّى و غِشّى ندارند ، و دربارهء اسلام و تشيّع دستشان و تحقيقشان به جاى مثبتى نرسيده است ؛ و گرنه جزو گروه اوّل محسوب مىشوند كه حالشان معلوم شد .
اين افراد را خداوند دستگيرى ميفرمايد ؛ و از مراتب و درجات ، از راه همان ولايت تكوينيّه كه خودشان هم مطّلع نيستند عبور ميدهد ، و بالاخره وارد در حرم الهى و حريم كبريائى ميگردند و فناء در ذات حقّ را پيدا مىنمايند . و چون دانستيم كه : حقّ واحد است ، و راه او مستقيم و شريعت او صحيح است ؛ اين افراد مستضعف كه غرض و مرضى ندارند ، خودشان در طىّ طريق و يا در نهايت آن ، به حقيقت توحيد و اسلام و تشيّع ميرسند و در مىيابند . زيرا كه وصول به توحيد بدون اسلام محال است ، و اسلام بدون تشيّع مفهومى بيش نيست و حقيقتى ندارد .
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٤٩