إلى الأبَد تلألؤ و درخشندگى مىكند . او ميگويد :
وَ قالَ صاحِبُ « الفُتوحاتِ » بَعدَ ذِكْرِ نَبيِّنا صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ ، وَ أنَّهُ أوَّلُ ظاهِرٍ فى الْوجودِ ؛ قالَ : وَ أقْرَبُ النّاسِ إلَيهِ عَلىُّ بْنُ أبى طالبٍ ، إمامُ الْعالَمِ وَ سِرُّ الانْبياءِ أجْمَعينَ . « 1 » »
« صاحب « فتوحات » پس از آنكه شرحى دربارهء پيامبر ما صلّى الله عليه و آله آورده و گفته است : او اوّلين اسم ظاهر خداوند در صحنهء وجود و عالم هستى است ، گفته است : و نزديكترين مردم به او علىّ بن أبى طالب است ، امام همهء عوالم و سرّ جميع أنبياء و مرسلين . »
تحقيقى از حقير راجع به سير و سلوك افراد در اديان و مذاهب مختلفه
و نتيجهء مثبت و يا منفى آن در وصول به توحيد و عرفان ذات حقّ متعال از عامّه و غيرهم
حقّ در خارج يكى است . زيرا به معنى اصل هستى و تحقّق و وجود است . و معلوم است كه حقيقت وجود و موجود لا يتغيّر و لا يتبدّل است . و در مقابل آن ، باطل است كه به معنى غير اصيل و غير متحقّق و معدوم مىباشد .
عرفاى غير شيعه در طول تاريخ ، يا عارف نبودهاند و يا از ترس عامّه تقيّه مىنمودهاند
تمام افرادى كه در عالم ، ارادهء سير و سلوك به سوى خدا و حقيقة الحقائق و أصل الوجود و علّة العلل و مبدأ هستى و منتهاى هستى را دارند ، چه مسلمان و چه غير مسلمان ، از يهود و نصارى و مجوس و تابع بودا و كُنفُسيوس ، و مسلمان هم چه شيعه و يا غير شيعه از اصناف و انواع مذاهب حادثه در اسلام ، از دو حال خارج نيستند :
اوّل : آنان كه در نيّتشان پاك نيستند ، و در سير و سلوك راه اخلاص و
هامش
( 1 ) « كلمات مكنونه » طبع سنگى ، ص 181 ؛ و « اليواقيت و الجواهر » شعرانى ، ج 2 ، مبحث 32 ، ص 20 با مختصر تغييرى در لفظ