بر تو باد به ذات و نفس محبوبه ( و عدم تجاوز و تنازل از آن به چيز ديگرى ) و اگر أحياناً خواستى از ذات و نفس او تنازل نمائى و آن ذات صرف و نفس مجرّد و نور را به چيز دگرى مخلوط و ممزوج كنى ، متوجّه باش كه : در اين صورت فقط به آب دهان او تجاوز كن ، و آن را با ذات محبوبه در هم بياميز ! و مبادا غير از آب دهان وى به چيزى غير آن توجّه نمائى كه اين ستمى است بزرگ ؛ بلكه يگانه ظلم و ستم است .
مرحوم قاضى ميفرموده است : مراد از ظَلْمُ الْحَبيب ، آل محمّد عليهم السّلام مىباشند . زيرا كه در اين بيت دعوت به توحيد محض است و استغراق در ذات احديّت و عدم تنازل از آن به هر چيز دگرى كه فرض شود و تصوّر گردد . امّا آل محمّد عليهم السّلام در اين تعبير راقى عرفانى و كنايهء بديعهء سلوكى ، به منزلهء ظَلمُ الحَبيب يعنى آب دهان محبوبه است كه شيرينترين و آرام بخشترين و خوشگوارترين چيز از هر چيزى است ، و از ذات محبوبه گذشته ، هيچ چيز به حلاوت آن نيست ؛ در اين صورت در مقام كثرت و تنازل از آن وحدت حقيقيّه ، فقط به آل محمّد عليهم السّلام تمسّك جو و با آنان بياميز كه در هيچيك از نشت عالم وجود از مُلك و مَلَكوت به مثابهء آنان موجودى آرامبخشتر ، و به مانند ايشان از جهت سعهء ولايت و گسترش آيتيّت و أقربيّت به ذات أحديّت چيزى نيست .
مكيدن لبان و نوشيدن آب دهان محبوبه از لحاظ قرب و فناء و اندكاك در هستى ذات و نفس محبوبه ، بزرگترين و قوىترين چيزى است كه اتّحاد با خود محبوبه را مىرساند ، و در صورت مَزْج و خَلْط وى با چيز ديگر ، از خود محبوبه حكايت مىكند . و در اين تشبيه و استعارهء بديعهء عرفانيّه ، آل محمّد عليهم السّلام را با حضرت ذات احديّت و فناء و اندكاك در آن ذات ما لا اسمَ لَهُ وَ لا رَسْمَ لَه چنان متّحد و واحد قرار داده است كه اقرب از آن متصوّر
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 345
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٤٥