[ « زنائى را كه شما انجام ميدهيد مورد عفو قرار ميدهيد ، و كسى كه متعه كند و به سوى شما بيايد او را مىكشيد ! » ]
عامّه شيعه را به اتّهام رَفْض مىكشند ، ولى كافر و مُلحد را رها مىكنند
و از بعضى ثقات شنيده شده كه در مبادى سلطنت سلطان جلال الدّين محمّد أكبر پادشاه غازى ، چون مخدوم الملك هندى كه مخدوم كُرّهء مروانِ حمار بود ، به كشتن بعضى از آحاد شيعه كه در ملازمت آن پادشاه بود فتوى داد ، تا آنكه مير حبشى تربتى و ميرزا مقيم هَرَوىّ را كشتند ؛ ملّا غَزالى مشهدىّ از مشاهدهء آن حالت خائف و مضطرب شده به خدمت ملّا قاسم كاهى مشهور كه صوفى ملامتى بود و طائفهء جُغْتاى معتقد او بودند رفت و صورت حال را عرض نموده التماس تدبيرى جهت خود ازو نمود .
مولانا قاسم گفت : تدبير آنست كه تو نيز مانند من اظهار شيوهء الحاد كنى تا از ضرر اين طائفه ايمن شوى ! « 1 » »
مرحوم قاضى ، محيى الدّين و ملّاى رومى را كامل و شيعه ميدانستهاند
حضرت آقا حاج سيّد هاشم حدّاد قَدّس الله روحَه ميفرمودند : مرحوم آقا ( آقاى قاضى ) به محيى الدّين عربى و كتاب « فتوحات مكّيّة » وى بسيار توجّه داشتند ، و ميفرمودهاند : محيى الدّين از كاملين است ، و در « فتوحات » او شواهد و ادلّهاى فراوان است كه او شيعه بوده است ؛ و مطالبى كه مناقض با اصول مسلّمهء اهل سنّت است بسيار است .
محيى الدّين كتاب « فتوحات » را در مكّهء مكرّمه نوشت ، و سپس تمام اوراق آن را بر روى سقف كعبه پهن كرد و گذاشت يك سال بماند تا بواسطهء باريدن باران ، مطالب باطلهاى اگر در آن است شسته شود و محو گردد ، و حقّ از باطل مشخّص شود . پس از يك سال باريدن بارانهاى پياپى و متناوب ، وقتىكه اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده كرد كه حتّى يك كلمه هم از آن شسته نشده
هامش
( 1 ) « مجالسُ المؤمنين » ترجمهء حال محيى الدّين محمّد بن علىٍّ العربىّ الطّائىّ الحاتِمىّ الاندلسىّ ، مجلس ششم ، ص 281 تا ص 283