تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
قتل و سوختن مىاندازند ؛ تا آنكه خود بهاء الدّين نَقْشْبَند را كه « شيخى » را به خيال و تزوير به خود بسته وَلىّ خدا ميگويند ، و استمداد بركات از باطن تيرهء او ميجويند . و مؤيّد اينست آنكه : أبو بكر بيهقى در كتابى كه در مناقب شافعى تأليف كرده آورده كه به امام شافعى گفتند كه : جماعتى صبر نمىكنند بر شنيدن صفتى يا فضيلتى كه تو ذكر ميكنى در شأن اهل البيت ، و هرگاه شنيدند كه كسى از اين مقوله چيزى ذكر مىكند ميگويند : تجاوز كنيد از اين ، كه اين حديث روافض است . امام شافعى در آن‌وقت اين ابيات انشاء نمود : شِعرٌ :
إذا فى مَجْلِسٍ نَذْكُرْ عَليًّا * وَ سِبْطَيْهِ وَ فاطِمَةَ الزّكيَّهْ ( 1 ) يُقالُ : تَجاوَزوا يا قَوْمِ * هذا فَهذا مِن حَديثِ الرّافِضيَّهْ ( 2 ) بَرِئْتُ إلَى الْمُهَيْمِنِ مِن اناسٍ * يَرَوْنَ الرَّفْضَ حُبَّ الْفاطِميَّهْ ( 3 )
[ 1 - چون در محفلى و مجلسى ، ما علىّ را و دو فرزندش را و فاطمهء پاك و عاليمقام را به نيكى ياد كنيم ، 2 - گفته مىشود : اى قوم ! از اين مطلب بگذريد ؛ چرا كه اين گفتار از حديث مردم رافضى مذهب است . 3 - من در پيشگاه خداوندِ مسلِّط و مسَيطِر بر امور ، بيزارى خود را اعلام ميكنم از جماعتى كه خروج از دين را محبّت فاطمه و منتسبين به فاطمه ميدانند ] .

عامّه كسى را كه مُتعه كند مىكشند ، ولى اگر زنا كند او را رها مىكنند

و مؤيّد اينست آنكه : اگر كسى در بلاد ايشان به زنا و لواط كه در هيچ شريعتى حلال نبوده ، مبادرت نمايد متعرّض نمىشوند ؛ و اگر اقدام به نكاح متعه نمايد كه خدا و رسول آن را حلال كرده و عُمَر خِلافاً عَلَى اللهِ و رَسولِه حكم به حرمت آن نموده ، بواسطهء آنكه فعل آن نزد ايشان علامت رفض تابعيّت خدا و رسول و اهل البيت است در كشتن آن سعى مىنمايند .