كه از آن قاعدهء وحدت در كثرت اسماء و صفات إلهيّه را استفاده نمودهاند ميتوان آن مطلب را ايضاً به خوبى مسّ نمود .
و در دعاى جوشن كبير در فقرهء 47 آن ميخوانيم : يَا نُورَ النُّورِ ! يَا مُنَوِّرَ النُّورِ ! يَا خَالِقَ النُّورِ ! يَا مُدَبِّرَ النُّورِ ! يَا مُقَدِّرَ النُّورِ ! يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ ! يَا نُوراً قَبْلَ كُلِّ نُورٍ ! يَا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ ! يَا نُوراً فَوْقَ كُلِّ نُورٍ ! يَا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ !
« اى خدائى كه نورِ نور هستى ! اى نور دهندهء نور ! اى آفرينندهء نور ! اى تدبير كنندهء نور ! اى اندازه زنندهء نور ! اى نور هر نور ! اى نور پيش از هر نور ! اى نور پس از هر نور ! اى نور بالاى هر نور ! اى نورى كه همانند او نور نيست ! »
و از آيه مباركهء نور :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
، تا ميرسد به اينجا كه ميفرمايد :
نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » ، مىتوان استفادهء جميع مراحل نور را در شبكههاى عالم امكان با اختلاف درجاتشان نمود ، تا برسد به نور قاهر تجلّى جلال كه چون ظاهر شود هستى سالك را براندازد و وى را در فناء و اندكاك محض قرار دهد :
وَ بنُورِكَ الَّذِى قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ سَيْنَاءَ . « 2 »
« و من از تو سوال ميكنم به نورت كه از شدّت ترس و دهشت آن ، كوه سينا فرو ريخت . »
وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقًا . « 3 »
« و من سوال مىكنم از تو به نور وجهت ، آنچنان نورى كه تو چون با آن نور تجلّى نمودى بر كوه ، آن را خرد و پاره پاره ساختى ، و موسى مدهوش و
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 35 ، از سورهء 24 : النّور .
( 2 ) از فقرات دعاى سمات است
( 3 ) از فقرات دعاى سمات است .