تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
زيارت حضرت امام هشتم براى شيعيان خُلَّص و عارفان به مقام و منزلت و حقّ او ، ثواب هزار و يا هزار هزار حجّ بر آن مترتّب است . و أبداً جاى استبعاد نيست ؛ زيرا حيات كعبه به ولايت است . بنابراين ولايت محور است و كانون ، و كعبه در حكم محيط پرگار است . نمىبينى چگونه مردم دور كعبه‌اى كه علىّ در آن متولّد شده است دور ميزنند و طواف مىكنند و خواهى نخواهى طوعاً أو كرهاً ناچارند تسليم آن حقيقت و واقعيّت شوند ؟ ! همهء مسلمين چه شيعه و چه عامّه بر سر سفرهء آن حضرت نشسته‌اند ، چرا كه بقدرى گسترده است كه در برابرش سفرهء دگرى متصوَّر نيست . بلكه همهء عالم از بركات وجودى و از ولايت تكوينيّه و وجوديّهء آن حضرت متمتّع‌اند . در اين صورت مبادا استبعاد كنى كه چطور مىشود ثواب يك زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام عارِفاً بِحَقِّه ، معادل با ثواب هزار هزار حجّ باشد ؟ ! آنجا كعبهء ظاهر است و اينجا كعبهء باطن . آنجا تكليف است و اينجا محبّت . آنجا جسم است و اينجا جان .

رؤياى صادقه دربارهء ارتباط زيارت آن حضرت با حجّ و عمره

بارى ! اگر بخواهيم در اين باره سخن را گسترش دهيم به درازا مىكشد ؛ يك سرش در دست ما و سر ديگرش به لا يتناهى ميرسد . آن‌وقت بايد نه تنها به درازاى دنيا بلكه به گسترش عالم برزخ و مثال ، بلكه به وسعت قيامت و بهشت و دوزخ ، و از آن برتر و بالاتر مطلب را گسترش دهيم . بنابراين فعلًا صلاح است كه به همين مقدار اكتفا شود ، تا نه خامهء من بشكند ، و نه شما از خانه و لانه و دكّان آواره شويد ! فقط به ذكر يك روياى صادقه كه از يكى از همشيره‌هاى خود حقير است اكتفا نموده ، مطلب را خاتمه ميدهيم : حقير قبل از تشرّف به نجف أشرف فقط سه بار به زيارت حضرت ثامن الائمّه عليه السّلام مشرّف شده‌ام ؛ و چون مَحَطِّ دروس تحصيلى ما مطالعهء اخبار و احاديث نبود ، نميدانستم زيارت آن حضرت ثواب حجّ بيت الله را دارد ؛