مراد حضرت اين نيست كه معروف را بواسطه مجرّد گفتن زن ترك كنيد كه ترك امر معروف مخالف با سنّت صالحه است ، خصوصاً اگر واجب باشد . بلكه مراد اينستكه معروف را فقط بواسطه اينكه زن گفته انجام مده ، بلكه معروف را براى معروف بودن انجام ده ، نه براى اينكه زن تو را بدان امر كرده است .
امام سخنى فرمود كه تجربه در طىّ سالهاى متمادى آن را تصديق نموده است ، و كلام امام جز درباره افرادى انگشت شمار ، از زنان استثناء بردار نيست كه هوش و سازمانى فزونتر از افراد عادّى دارند ، يا تحت تربيت بسيار ممتاز و صحيحى واقع شدهاند ، كه اين تربيت ، طبيعت ثانوى به آنها داده ، و بر غريزه ذاتى آنها چيره شده است . و در او تحوّلى ژرف در جهت خلاف مقتضاى جبلّى او ايجاد كرده است . » « 1 »
نگارنده : امام عليه السّلام در نقصان زنان ظاهراً به كتاب و سنّت استناد جستهاند . امّا از نظر قرآن عبارت است از آيه شريفه :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
. « 2 » « خداوند به شما توصيه مىكند در باب فرزندانتان ، كه مرد دو برابر زن نصيب ميبرد » . همينطور نسبت به زوج و زوجه ، كه مرد از زن نصف ميبرد ، و زن از شوهر يك چهارم ميبرد . البتّه در صورتى كه هيچكدام فرزندى نداشته باشند ، و الّا مرد يك چهارم و زن يك هشتم نصيب دارد . همچنين است نسبت در خويشان پدرى چنانچه در حقّ اجداد و جدّات ، عموها و عمّه ها ، خواهران و برادران است .
و خداوند شهادت دو زن را در مورد وام گرفتن به اندازه شهادت يك مرد به حساب آورده ميفرمايد :
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ
هامش
( 1 ) پاورقى عبده بر « نهجالبلاغه » ص 129
( 2 ) آيه 11 از سوره 4 نساء .