بوديم كه كارى به آنها نداشته باشيم ، و حال آنكه مشرك بودند . و همانا در جاهليّت فردى از ما زنى را با سنگ يا چوب ميزد و همواره خودش و بازماندگانش مورد شماتت واقع ميشدند » . « 1 »
و از آن جمله در « نهجالبلاغه » امام عليه السّلام عايشه را بواسطه بر شتر نشستن و به جنگ جَمَل رفتن شماتت مىكند ، و وى را به كينهاى خاصّ كه به حضرتش داشته نسبت ميدهد ، مضافاً به اينكه در اين خطبه درباره رأى زنان مطالبى بيان شده است ، و زنان هر كجا باشند چون زن هستند ، اين فكر زنانه با آنها است .
امام فرمود : « امّا فلانه ( عايشه ) سستى فكر و رأى زنان ، و كينهاى كه چون كوره آهنگر در سينهاش مشتعل شده بر وى عارض گشته است . و اگر او را دعوت ميكردند كه آنچه با من كرد با ديگرى كند ، هرگز نمىپذيرفت . ولى با اين همه حرمت اوّليّه او ( همسرى پيامبر ) را رعايت ميكنم ، و حساب او را به خدا واگذار مىنمايم ، كه هر كه را بخواهد عفو ، و هر كه را بخواهد عذاب خواهد كرد » . « 2 »
امام عليه السّلام بعد از جنگ جمل خطبه خواند ، و در خطبه مذكور كه در نهجالبلاغه آمده ميفرمايد : « اى مردم ! زنان ، ايمانشان ناقص ، و نصيبشان اندك ، و عقلشان نقصان دارد . امّا نقصان ايمان آنها ، همان است كه در ايّام حيض ، نماز نتوانند خواند ، و امّا نقصان نصيبشان اين است كه ميراث آنها نصف مردان است . و امّا نقصان عقلشان اين است كه شهادت دو زن به اندازه يك مرد است . از بدانشان بپرهيزيد ، و از خوبانشان برحذر باشيد . در خوبىها اطاعتشان مكنيد ، تا در بديها به شما طمع نورزند . » « 3 »
شيخ محمّد عبده در شرح قول امام : « در خوبيها از آنان اطاعت نكنيد » گويد :
هامش
( 1 ) « نهجالبلاغه » ج 2 باب كتب عدد 14 ص 15 از چاپ مصر - عبده .
( 2 ) « نهجالبلاغه » ج 1 باب خطب ، خطبه 154 ص 283 . و طبرى نيز با مختصر تفاوتى اين خطبه را در تاريخش در پايان داستان جنگ جمل ج 3 ص 544 ذكر كرده است .
( 3 ) « نهجالبلاغه » ج 1 باب خطب ، ص 129 از چاپ مصر - عبده .