تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
« اى پدر ! به من علمى داده شده كه به تو داده نشده ، پس از من پيروى نما تا به راه راست رهبريت كنم » . و اين روايت به خلاف رواياتى است كه دلالت دارند كه قضات بر چهار دسته‌اند . زيرا قاضى در اصطلاح به كسى گفته مىشود كه براى قضاوت منصوب شده است ، نه حكومت و افتاء ، و لذا دلالت دارد كه قاضى بايد فقيه و عالم باشد . كلينى در « كافى » از عدّه‌اى از اصحاب ، از احمد بن محمّد بن خالد ، از پدرش ، و او با حذف سند از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : « قاضيان بر چهار دسته‌اند . سه گروه از آنان در جهنّم و يك دسته در بهشتند . مردى كه دانسته ، به ظلم حكم مىكند ، در دوزخ است . مردى كه ندانسته به جور حكم مىكند ، در جهنّم است . مردى كه ندانسته به حقّ حكم مىكند ، در آتش است . مردى كه دانسته به حقّ حكم مىكند ، اهل بهشت است . و فرمود : حكم بر دو گونه است : حكم خدا و حكم جاهليّت . هر كه در حكم خدا اشتباه كند به حكم جاهليّت حكم نموده است » . « 1 » اين حديث را شيخ طوسى در « تهذيب » از احمد بن محمّد بن خالد نقل مىكند . « 2 » و شيخ صدوق در « فقيه » از امام صادق عليه السّلام مثل اين حديث را نقل كرده ، و سپس ذيلى را به آن اضافه نموده است : « هر كس به دو درهم به غير حكم خدا حكم كند ، به خدا كافر شده است » . « 3 » و « 4 »
هامش
( 1 ) « كافى » ج 7 ، ص 407 كتاب « قضاء . ( 2 ) « تهذيب » ج 6 ، ص 218 كتاب « قضاء . ( 3 ) « فقيه » ج 3 ، ص 4 كتاب « قضاء . ( 4 ) در « خصال » از محمّد بن موسى بن متوكّل نقل مىكند ، از على بن حسين سعد آبادى ، از احمد بن ابى عبدالله برقى ، از پدرش ، از محمّد بن أبى عمير كه با واسطه از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه حضرت فرمودند : « قضات چهار قسمند : اول - قاضىئى كه به حق قضاوت مىكند ، ولى خود نمىداند كه قضاوتش حق است . اين شخص در داخل آتش است . دوّم - قاضىئى كه به باطل حكم كرده ، و خود نمىداند كه باطل است . او نيز در آتش است . سوم - قاضىئى كه به باطل حكم نموده ، و خود نيز از بطلانش آگاه است او نيز در آتش است . چهارم - قاضىئى كه به حق حكم كرده و ميداند كه حكمش حق است . فقط او داخل بهشت است » . « خصال » چاپ سنگى ص 118 .
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 181 | السيد محمد حسين الطهراني