سياق آنها در اثبات فضيلت علماء است ، و دلالتى بر اثبات شئون و مقامات آنها ندارد ، بلكه از اين جهت ساكت است .
18 - ديگر روايتى طولانى است كه در كتاب علل با اسناد خود از فضل بن شاذان از امام رضا عليه السّلام نقل مىكند تا اينجا ميرسد كه : « اگر بپرسيد چرا خداوند اولىالامر قرار داد و امر كرد از آنها اطاعت شود ؟ جواب آن است كه به چند جهت : يكى آنكه وقتى كه بايد اساس زندگى بر پايه قوانين و محدوديّتهاى صحيح بنا شود و به آنان فرمان داده شود كه پا از مرز قوانين و حدود بيرون نگذارند كه باعث فساد جامعه خواهد شد اين محدوديّت انجام نخواهد شد ، مگر با قرار دادن فرد امينى در رأس جامعه ، كه آنان را از تجاوز حدود و دخول در خطرات نگهدارد ، و گرنه هيچكس لذّت و سود خود را بخاطر عدم ضرر و فساد ديگرى ترك نخواهد كرد . پس بر ايشان قيّم و سرپرستى گماشت ، كه آنان را از فساد و تباهى نگاه دارد ، و حدود و احكام را در بين آنان اجرا نمايد .
از جمله آنكه : هيچ فرقه و ملّتى را نميتوان يافت كه زندگى و بقاء آنها ممكن باشد ، مگر با وجود رئيس و قيّمى كه در رأس آنان قرار گيرد ، و نظام اجتماعى و مسائل ضرورى دين و دنياى آنها را به پا دارد . و لذا براى حكيم دانا جائز نيست كه خلق را در امرى كه ضرورت زندگى و بقاء آنهاست مهمل و رها گذارد . يعنى رهبر و زمامدارى كه بهوسيلهء او با دشمن نبرد كنند ، و زمين و ثروت را به طرز عادلانه و صحيح تقسيم نمايند ، و اجتماع خويش را به پا دارند ، و دست ظالم را از مظلوم كوتاه كنند .
از جمله آنكه : اگر قائد و رهبر و امام و قيّمى امين و حافظ بر ملّت گمارده نشود ، ملّت رو به فرسودگى گرايد ، و دين از ميان برود ، و در سنّت و احكام تغيير و تبديل پيدا شود ، و بدعت گذاران پديد آيند ، و مُلحدين از دين بكاهند ، و امر را بر مسلمين مشتبه سازند . زيرا بالوجدان دريافتهايم كه مردم ياراى رهبرى خود را
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٩