استاد ما مرحوم آية الله شاهرودى رحمة الله عليه بر اين اعتراض جواب داده به اينكه : « شأن و منزلت امام بالاتر از اين است كه صرفاً خبر از يك امر عادى و عرفى بدهد ، بلكه اگر چنين مطلبى اتّفاق افتاد ، مسلّماً منظور امام ، بيان حكمى از احكام شرعى بوده ، و امام در مقام انشاء مىباشد . و نتيجه مطلب آن است كه : علماء ، حكّامِ شرع بر مُلوكند ، بهنحوى كه حكم آنان بر ملوك ، نافذ است . و چون شأن ملوك ، قضاوت و حكومت ، و اقامه حدود ، و تنظيم زندگى مردم است ، پس اين امور شرعاً مشروط به حكم علماء است . و علماء بر كسانى كه مصادر اين امورند ، حاكماند « 1 »
نگارنده : در جواب مرحوم شاهرودى از اين اشكال نظر است . زيرا طبق مذاق شارع ، هيچكس حقّ ندارد بر مردم حكومت كند ، مگر آنكه از طرف شارع منصوب باشد . بنابراين فرق گذاردن بين علماء و ملوك ، سپس حكم ملوك را بر مردم تثبيت كردن صحيح نيست ، زيرا ملوك حقّ حاكميّت بر مردم را ندارند . پس بهتر است كه اشكال را بپذيريم ، و معتقد كه خبر نظر به بيان علوّ مقام علماء دارد . زيرا سلاطين در كمال قدرت و سيطره خود در برابر مقام علمى و شأن و منزلت علماء خاضع و خاشعاند .
15 - روايتى است از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، كه در كتب شيعه و اهل تسنّن آمده است :
« سلطان ولىّ كسى است كه وليىّ ندارد » . « 2 »
16 - روايت نبىّ اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم كه در جامع الاخبار نقل شده ، آن حضرت فرمودند :
« در روز قيامت به علماء امّتم افتخار ميكنم . ميگويم علماء امّت من مانند
هامش
( 1 ) كتاب « حجّ » ج 3 ، ص 350 و 351 - تقرير جنّاتى .
( 2 ) « عوائد الايّام » ص 187 .