تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و آن را در زمره ادلّه ولايت فقيه ياد نكرده‌اند ، با اينكه از نظر سند و متن از جمله صريح‌ترين و روشن‌ترين و قوىترين آنهاست . اگر گفته شود : شايد به علّت بعضى خصوصيّاتى است كه در آن ذكر شده مانند : « علم توأم با بصيرت و روشنگرى خود ، در آنها قرار داده شده و با روح يقين معجون گشته‌اند ، و عمر خود را به پايان ميرسانند با بدنهائى كه در زمين است ، ولى ارواح آنها در حريم قدس الهى در طيران است » كه اين خصوصيّات را بر عدّه معدودى حمل نموده‌اند ، و گفته‌اند : حقيقت اين معانى ويژه عدّه‌اى از اهل يقين است كه كارشان از درس و تعلّم گذشته ، و به مرحله ما فوق درس و تربيت نائل گشته‌اند . در جواب بايد گفته شود كه : اين مطلب صحيح نيست ، زيرا پس از آنكه اميرمؤمنان عليه السّلام خلافت خدا و دعوت به دين را منحصر به ايشان نموده ، چاره‌اى نيست كه داعى به دين خدا و خليفه الهى ، بايد ربّانى و فقيه و متّصف به اين صفات باشد و گرنه نمىتواند اين منصب خطير خلافت و دعوت را به دوش بكشد ، بلكه غاصب اين منصب و مطرود از زمره بندگان صالح و اولياء مقرّبين خواهد بود . پس فقيه منصوب از طرف امام و صاحب ولايت كلّيّه الهيّه كه به پا دارندهء امور و حاكم بر نفوس و اعراض و اموال و مربّى بشر به نيابت از امام عليه السّلام مىباشد بايد واجد اين شرائط و صفات باشد . چنان كه اخبار بسيار و مستفيض بلكه متواتر تصريح دارد كه بايد علم و عمل در فقيه و ولىّ امر با يكديگر مقرون باشد ، و از سپردن منصب قضاوت و حكومت به غير عالم ربّانى ، كه از اطاعت هوى به دور بوده و مطيع امر مولى باشد ، مؤكّداً نهى مىنمايد . 5 - شيخ موثّق أبو محمّد حسن بن علىّ بن حسين بن شعبه حرّانى در كتاب « تحف العقول » در باب روايات امام بزرگوار حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در ضمن خطبه