چنين بايد نماز از أهل رازى * كه تا نبود نيازت بى نمازى
ز جودش ، أبر و دريا پرتوى بود * به چشمش عالم پُر زر ، جوِى بود
زهى صدرى كه تا بنياد دين بود * دلش اسراردان و راه بين بود
ز طفلى تا كه خود را پير كردى * بدين دنياى دون تكبير كردى
چون دنيا آتش و تو شير بودى * از اين معنى ز دنيا سير بودى
اگرچه كم نشيند گرسنه شير * نخوردى نان دنيا يك شكم سير
از آن جستى ز دنيا فقر و فاقه * كه دنيا بود پيشش سه طلاقه « 1 »
بارى در كمال عرفان و توحيد حقّ ، و وصول به أعلا ذِروهء از مقام تجرّد و ايقان مرحوم شيخ عطّار ، كسى از اهل كمال شك ندارد ؛ و أعلام و بزرگان طبق گفتار او ، او را از پيروان مكتب تشيّع شمردهاند . مثلًا آية الله معظّم آقا سيّد محسن عاملى همانطور كه ديديم او را در « أعيان الشيعة » كه اختصاص به علماى شيعه دارد ، ذكر كرده است ؛ و قاضى نور الله شوشترى ، در كمالِ عرفانى و در تشيّع او داد سخن داده است ؛ و قريب چهار صفحه از صفحات وزيرى ترجمهء حال او را آورده است .
گفتار قاضى ، آية الله حاج ميرزا على آقا ، بر اينكه رسيدن به كمال بدون ولايت محال است
مرحوم آية الله عارف بى بديل : حاج ميرزا على آقاى قاضى رحمة الله عليه مىفرموده است : محال است كسى به درجهء توحيد ، و عرفان برسد ، و مقامات و كمالات توحيدى را پيدا نمايد و قضيّهء ولايت بر او منكشف نگردد .
ايشان معتقد بودهاند كه : بزرگانى كه نامشان در كتب عرفان ثبت است ، و آنها را و اصل و فانى مىشمرند ؛ و از أهل ولايت نبودهاند ؛ بلكه از عامه بشمار مىآيند ؛ يا و اصل نبودهاند ، و ادعاى اين معنى را مىنمودهاند ، و يا تحقيقاً ولايت را ادراك كردهاند ؛ ولى بر حسب مصلحت زمانهاى شدّت و حكّام و سلاطين جور كه از عامّه بودهاند ، تقيّه مىكرده ، و ابراز نمىنمودهاند ؛ مانند شيخ سليمان قندوزى حنفى صاحب « ينابيع المودّة » ، و مانند سيّد على همدانى صاحب كتاب « مودّة القربى » ، و مانند مولى محمّد رومى بلخى صاحب كتاب « مثنوى . »
هامش
( 1 ) گلچين و تلخيص زيادى از أحوالات عطّار كه شهيد قاضى سيّد نور الله شوشترى ، در « مجالس المؤمنين » ص 296 تا ص 300 ، از طبع سنگى ذكر نموده است .