تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
همهء كتب خود ، وارد عرصهء اين ميدان شد ، اين حكيم متألّه إلهى بود « 1 » و از آن زمان تا اين زمان كه قريب چهار قرن از رحلت آن عالم بزرگوار مىگذرد « 2 » ، همگى حكماى اسلام بالاتّفاق اين مسأله را پذيرفته‌اند ، و اين حقير حتّى به يك نفر از فلاسفهء اسلامى كه بعد از وى آمده باشد ، و قائل به وحدت عددى ذات حقّ متعال باشد ؛ برخورد ننموده‌ام
هامش
( 1 ) . صدر المتألّهين بناى مباحث خود را بر توافق أدلّهء شرعيّهء مسلّمه ، و قياسات و براهين فلسفيّه ، و كشف و شهود وجدانيّه قرار داده ، و بر اين اساس به كشف مطالب نوين و مسائل جديدى راه پيدا كرده است كه حقّاً در اين گونه بحث‌ها مبتكر بوده است ؛ و مىتوان گفت : با اين طريق از بحوث خود بنياد فلسفهء مشائين را برانداخته ، و آن فلسفهء كهنه و فرسوده را در تاريخ به انزوا كشانيد . گرچه ريشهء لزوم بين عقل و شهود و شرع قبل از او در كلام بو على سينا و فارابى و شهاب الدين سهروردى : شيخ إشراق ، و شمس الدّين تركه ، و خواجه نصير الدّين طوسى ، يافت مىشود ولى آنها موفّق نشدند كه مسائل فلسفى را به طور مشروح از اين سه طريق شكافته و حلّ معضلات آن را بنمايند . و اين موفقيّت اختصاص به مولى صدر الدّين شيرازى دارد . اين حكيم عاليقدر علاوه بر مسألهء بسيط الحقيقة كلّ الاشياء ، در مباحث ديگرى همچون : قاعدهء امكان اشرف ، و أصالت و وحدت و تشكيك وجود ، و نظريّهء حركت جوهرى ، و مسألهء حدوث زمانى عالم ، و اتّحاد عاقل به معقول ، نيز متفرّد بوده ؛ و همچنين داراى مزايا و محسّنات ديگرى است كه از كتب او استفاده مىشود . ( 2 ) در جزوه‌اى كه به مناسبت چهارصدمين سال تولّد صدر الدّين شيرازى به قلم علّامهء فقيد آية الله سيّد محمّد حسين طباطبائى قدّس سره ، دانشكدهء علوم معقول و منقول طهران از دانشگاه طهران ، منتشر نموده است و به نام صدر الدّين محمّد ابراهيم شيرازى مجدّد فلسفهء إسلامى در قرن 11 هجرى مىباشد ، علّامهء فقيد شرح حال وى را بدين عبارت مرقوم داشته‌اند : صدر الدّين شيرازى كه در ميان عامهء مردم به « ملّا صدرا » و در ميان أهل علم و شاگردان مكتب خود به صدر المتألّهين معروف است از خانوادهء قوام شيرازى معروف ، و پسر منحصر بفرد پدر خود : ميرزا ابراهيم شيرازى مىباشد كه يكى از اشراف شيراز و گويا سمت وزارتى نيز پيش سلطان وقت در شيراز داشته . صدر المتألّهين در حدود سال 979 در شيراز متولّد شده و در حداثت سنّ در كنار پدر به تحصيل علوم پرداخته و پس از درگذشت پدر به قصد تحصيل و تكميل معلومات خود به دار السلطنهء اصفهان كه در آن زمان پايتخت سلاطين صفويّه و دار العلم بود مسافرت نموده و به تحصيل علوم عقليّه و نقليّهء پرداخت . وى علوم عقليه را پيش فيلسوف شهير وقت : سيّد محمّد باقر معروف به مير داماد متوفاى 1040 هجرى قمرى تكميل كرده و در علوم نقليّه پيش شيخ بهاء الدين محمّد عاملى متوفاى 1031 كه يكى از نوادر دهر و مفاخر وقت بود تلمّذ نموده است . پس از فراغت از تحصيل بساط زندگى را از آن ديار برچيده و متوجّه شهر قم گرديده ، و در يكى از توابع قم به نام قريهء كَهكْ به عزلت پرداخته و در به روى أغيار بسته ، و سال‌ها در كنج عزلت سرگرم مجاهدات و رياضات و تصفيهء نفس شده ، توانست پس از سال‌ها خون دل خوردن دريچه‌اى به عالم قدس باز كرده و حقائق علمى را كه از راه تفكّر و استدلال به دست آورده بود ، از راه مكاشفات نورى مشاهده نمايد . ( چنان كه در ديباچهء كتاب بزرگ خود « أسفار » اشاره مىنمايد ) و پس از مدّتى كه تا حدّى از نتايج رياضات و مجاهدات خود برخوردار گرديد ؛ بناى تأليف و تصنيف گذاشته ، و به تأسيس مكتب فلسفى مخصوص خود پرداخته ، و تا آخر عمر مشغول تأليف و تعليم و تربيت بود . وى در زندگى خود با تقوى و پرهيزگارى و مردى متعبّد بوده ، و در خلال زندگى بارها به زيارت أعتاب أئمّه رفته ، و هفت مرتبه پياده به زيارت بيت الله شتافته ، و مرتبهء هفتم كه مصادف با سال 1050 بود ، در اثناى مسافرت در بصره وفات يافته ، و در همان‌جا به خاك سپرده شده است . ( ص 1 و 2 ) .